Outworn

ˌaʊtˈwɔːrn ˌaʊtˈwɔːn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective adverb
کهنه، پوسیده، مانده، خسته

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد outworn

  1. adjective obsolete
    Synonyms:
    out of use archaic extinct
  1. adjective exhausted
    Synonyms:
    weary run down consumed
  1. verb to survive
    Synonyms:
    survived outlived sustained outlasted
  1. verb exhaust or get tired through overuse or great strain or stress
    Synonyms:
    tired fatigued worn wearied spent depleted

ارجاع به لغت outworn

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «outworn» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/outworn

لغات نزدیک outworn

پیشنهاد بهبود معانی