آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ آذر ۱۴۰۲

      Pull Off

      pʊl ɔf pʊl ɒf

      معنی pull off | جمله با pull off

      phrasal verb informal

      انجام دادن، راست و ریس کردن (با موفقیت و علی‌رغم دشواری)

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      Despite the strong winds, the pilot was able to pull off a smooth landing.

      علی‌رغم بادهای شدید، خلبان توانست فرود بدون اشکالی را انجام دهد.

      The chef had to quickly adapt to a new recipe, but she was able to pull it off and create a delicious dish.

      سرآشپز مجبور شد به‌سرعت خود را با دستورالعمل جدید تطبیق دهد اما او توانست این کار را راست و ریس کند و غذای خوشمزه‌ای را درست کند.

      phrasal verb

      راه افتادن (اتومبیل)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      The car pulled off as soon as the light turned green.

      به محض سبز شدن چراغ ماشین راه افتاد.

      The car pulled off

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The police car pulled off.

      ماشین پلیس راه افتاد.

      phrasal verb

      درآوردن، از تن کندن (لباس)

      She had to pull off her wet clothes after getting caught in the rainstorm.

      او مجبور شد پس از گرفتار شدن در طوفان، لباس‌های خیس خود را در بیاورد.

      She couldn't pull off her tight jeans.

      نمی‌توانست شلوار جین تنگش را از تن بکند.

      phrasal verb

      توقف کردن، پارک کردن (کنار جایی) (اتومبیل)

      The bus pulled off from the bus stop.

      اتوبوس کنار ایستگاه اتوبوس توقف کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pull off

      1. phrasal verb accomplish
        Synonyms:
        achieve succeed manage carry out bring off secure win score score a success
        Antonyms:
        fail

      ارجاع به لغت pull off

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pull off» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pull-off

      لغات نزدیک pull off

      • - pull for
      • - pull in
      • - pull off
      • - pull on
      • - pull one's punches
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      flyweight formlessness fourteener gauge valve hoopoe lapwing formula cocoon Zimbabwe gold vibe coding aura farming biohacking agentic arise upset توت‌فرنگی شاق ذن کارگزار کاهلی مبصر ایستادن پیام هم‌خانواده بودن برس مو بربر نانوایی نحل خواهی‌نخواهی رادی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.