آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ آبان ۱۴۰۴

    Respondent

    rɪˈspɑːndənt rɪˈspɒndənt

    معنی respondent

    noun adjective

    مطابق، موافق، جوابگو، واکنش‌دار

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد respondent

    1. noun a person against whom an action is brought
      Synonyms:
      defendant accused responder answerer replier responser
    1. adjective replying
      Synonyms:
      answering

    لغات هم‌خانواده respondent

    noun
    respondent, response, responsiveness
    adjective
    responsive
    verb - transitive
    respond
    adverb
    responsively

    سوال‌های رایج respondent

    معنی respondent به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «respondent» در زبان فارسی به‌صورت «پاسخ‌دهنده»، «پاسخ‌گو»، یا در برخی زمینه‌ها «خوانده» (در متون حقوقی) ترجمه می‌شود.

    این واژه از ریشه‌ی لاتین respondere به‌معنای «پاسخ دادن» گرفته شده و در زبان انگلیسی مدرن در حوزه‌های گوناگون مانند پژوهش، حقوق، روان‌شناسی و ارتباطات به کار می‌رود. در همه‌ی کاربردهای آن، «respondent» به فرد یا نهادی اشاره دارد که در برابر پرسشی، ادعا، یا موقعیتی واکنش نشان می‌دهد — خواه از طریق پاسخ کلامی، نوشتاری، یا رفتاری.

    در معنای عمومی، «respondent» به هر فردی که به پرسش یا درخواست اطلاعات پاسخ می‌دهد اطلاق می‌شود. برای مثال، در یک نظرسنجی یا مصاحبه‌ی آماری، افرادی که به سؤالات پژوهشگر پاسخ می‌دهند، «respondents» نامیده می‌شوند. این افراد منبع داده‌ها و بینش‌های تحقیقاتی‌اند، و کیفیت پاسخ‌هایشان نقش تعیین‌کننده‌ای در اعتبار نتایج پژوهش دارد. بنابراین، در مطالعات علمی، انتخاب دقیق و بی‌طرفانه‌ی پاسخ‌دهندگان اهمیت فراوانی دارد تا نتایج حاصل، نماینده‌ی واقعی جامعه‌ی مورد مطالعه باشد.

    در پژوهش‌های علوم اجتماعی و روان‌شناسی، «respondent» نقشی کلیدی در فرآیند شناخت رفتار انسانی دارد. پاسخ‌دهنده، تنها انتقال‌دهنده‌ی داده نیست؛ او حامل تجربه‌ها، باورها و احساسات انسانی است. نحوه‌ی درک او از پرسش‌ها، لحن مصاحبه‌گر، یا حتی محیط گفت‌وگو، می‌تواند بر پاسخ‌هایش تأثیر بگذارد. به همین دلیل، پژوهشگران می‌کوشند تا محیطی فراهم کنند که پاسخ‌دهندگان احساس امنیت و اعتماد کنند و پاسخ‌هایشان صادقانه و طبیعی باشد. در این معنا، «respondent» شریک پژوهشگر در فرآیند کشف حقیقت محسوب می‌شود.

    در حوزه‌ی حقوق، واژه‌ی «respondent» معنایی تخصصی‌تر دارد و به طرفی که باید به شکایت یا ادعایی پاسخ دهد گفته می‌شود. برای مثال، در دادگاه‌های مدنی، «respondent» فرد یا نهادی است که در برابر شکایت یک «petitioner» (شاکی یا درخواست‌کننده) از خود دفاع می‌کند. در پرونده‌های استیناف نیز، «respondent» کسی است که از حکم اولیه سود برده و اکنون باید به اعتراض طرف مقابل پاسخ دهد. در این معنا، واژه مفهومی دقیق و رسمی دارد و نشان‌دهنده‌ی نقش فعال در فرآیند پاسخ‌گویی حقوقی است.

    در رسانه‌ها و ارتباطات نیز، «respondent» می‌تواند به معنای خبرنگار یا نماینده‌ی خبری باشد که از محل وقوع رویداد گزارش تهیه می‌کند؛ به‌ویژه در عبارات ترکیبی مانند foreign correspondent (خبرنگار خارجی). هرچند در این کاربرد، واژه‌ی «correspondent» متداول‌تر است، اما از نظر ریشه و معنا، هر دو واژه به مفهوم «پاسخ‌دهنده یا گزارش‌دهنده» اشاره دارند — یعنی کسی که در برابر رویدادها واکنش نشان می‌دهد و آن‌ها را به دیگران منتقل می‌کند.

    از دید اجتماعی و فلسفی، واژه‌ی «respondent» بازتابی از یکی از بنیادی‌ترین روابط انسانی است: پاسخ‌دادن در برابر دیگری. انسان موجودی واکنش‌پذیر است؛ هر کنش، پرسش، یا رخداد، پاسخی را در پی دارد. در این معنا، هر فرد در زندگی روزمره به‌نوعی «respondent» است — پاسخ‌دهنده به دیگران، به جامعه، و حتی به خویشتن خویش. از گفت‌وگوهای ساده گرفته تا تصمیم‌های بزرگ، زندگی ما مجموعه‌ای از پاسخ‌ها به شرایط پیرامون است.

    «respondent» واژه‌ای است که پویایی ارتباط، مسئولیت، و تعامل انسانی را در خود جای داده است. چه در یک پژوهش علمی، چه در دادگاه، و چه در گفت‌وگویی روزمره، نقش پاسخ‌دهنده نقشی فعال و معنا‌آفرین است. این واژه یادآور آن است که پاسخ‌دادن، صرفاً واکنشی مکانیکی نیست، بلکه بازتابی از اندیشه، احساس و آگاهی انسان است. هر «respondent»، به‌نوعی آینه‌ی بخشی از واقعیت است — واقعیتی که از خلال پاسخ‌های او شکل می‌گیرد و معنا می‌یابد.

    ارجاع به لغت respondent

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «respondent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/respondent

    لغات نزدیک respondent

    • - respondence
    • - respondency
    • - respondent
    • - responder
    • - response
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.