آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ اسفند ۱۴۰۳

      Skull

      skʌl skʌl

      گذشته‌ی ساده:

      skulled

      شکل سوم:

      skulled

      سوم‌شخص مفرد:

      skulls

      وجه وصفی حال:

      skulling

      شکل جمع:

      skulls

      معنی skull | جمله با skull

      noun countable C2

      کالبدشناسی جمجمه، کاسه‌ی سر

      skull, جمجمه، کاسه‌ی سر
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالبدشناسی

      مشاهده

      The forensic team examined the skull for any signs of trauma or injury.

      تیم پزشکی قانونی جمجمه را از نظر هرگونه نشانه‌ای از ضربه یا جراحت بررسی کردند.

      The archaeologist discovered skulls buried in the tomb.

      این باستان‌شناس کاسه‌های سر مدفون در مقبره را کشف کرد.

      noun informal

      کله، سر، مخ (معمولاً با تداعی منفی یا مزاح‌آمیز)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      a thick skull

      کله‌خر

      an empty skull

      کله‌پوک، بی‌مخ

      verb - transitive informal

      به سر کسی زدن، توسری زدن، کوفتن (بر سر کسی)

      The detective had to skull the suspect.

      کارآگاه مجبور شد به سر مظنون بزند.

      The bully threatened to skull him.

      قلدر او را تهدید به توسری زدن کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد skull

      1. noun the part of the skeleton that forms the framework of the head, consisting of the bones of the cranium, which protect the brain, and the bones of the face.
        Synonyms:
        head cranium brain-case brain mind vertex skullcap epicranium pericranium scalp death-s-head
      1. adjective
        Synonyms:
        cephalic

      Idioms

      out of one's skull

      (عامیانه) احمق، بی‌شعور، بی‌مغز، بی‌کله

      have a thick skull (or head)

      پخمه بودن، کودن بودن، کله‌خر بودن

      سوال‌های رایج skull

      گذشته‌ی ساده skull چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده skull در زبان انگلیسی skulled است.

      شکل سوم skull چی میشه؟

      شکل سوم skull در زبان انگلیسی skulled است.

      شکل جمع skull چی میشه؟

      شکل جمع skull در زبان انگلیسی skulls است.

      وجه وصفی حال skull چی میشه؟

      وجه وصفی حال skull در زبان انگلیسی skulling است.

      سوم‌شخص مفرد skull چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد skull در زبان انگلیسی skulls است.

      ارجاع به لغت skull

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «skull» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/skull

      لغات نزدیک skull

      • - skulk
      • - skulker
      • - skull
      • - skull and crossbones
      • - skull practice
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.