آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ خرداد ۱۴۰۵

      Smile

      smaɪl smaɪl

      گذشته‌ی ساده:

      smiled

      شکل سوم:

      smiled

      سوم‌شخص مفرد:

      smiles

      وجه وصفی حال:

      smiling

      شکل جمع:

      smiles

      معنی smile | جمله با smile

      noun countable B1

      لبخند، تبسم، شادرویی، خوش‌رویی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      A smile makes every face more attractive.

      لبخند هر چهره‌ای را گیراتر می‌کند.

      a smile of satisfaction

      لبخندی حاکی از رضایت

      verb - intransitive verb - transitive

      لبخند زدن، تبسم کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The baby smiled at her mother.

      نوزاد به مادرش لبخند زد.

      He smiled when he saw me.

      تا من را دید لبخند زد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The world is like a mirror, if you smile, a smile comes back to you.

      دنیا همچون آینه است؛ اگر لبخند بزنی، به لبخندت پاسخ می‌دهد.

      Fortune smiled on him.

      شانس به او لبخند زد.

      verb - intransitive verb - transitive

      با لبخند گفتن، با خوش‌رویی گفتن، با لبخند پاسخ دادن

      The Lord smiled on his labors.

      خداوند کارهای او را با لبخند پاسخ داد.

      She smiled his congratulations and left without another word.

      با لبخندی به او تبریک گفت و بدون حرف دیگری رفت.

      verb - intransitive

      لبخند زدن (به نشانه‌ی تایید)، با نظر موافق نگریستن

      She smiled, signaling her approval of his creative idea.

      لبخندی زد و نشان داد که ایده‌ی خلاقانه‌ی او را تایید می‌کند.

      As the judge announced the winner, everyone smiled.

      وقتی قاضی برنده را اعلام کرد، همه به نشانه‌ی تایید لبخند زدند.

      verb - intransitive

      نیشخند زدن، با تمسخر نگاه کردن، مسخره کردن، مورد تمسخر قرار دادن، استهزا کردن

      She smiled at the thought of his clumsy dance moves.

      با فکر حرکات رقص ناشیانه‌ی او نیشخند زد.

      People smiled at his folly.

      مردم حماقت او را مورد تمسخر قرار دادند.

      verb - intransitive

      لبخند زدن (از خوش‌حالی)، خوشایند بودن، فرح‌بخش بودن، خوشایند جلوه دادن

      The children smiled gleefully as they played in the park.

      بچه‌ها وقتی در پارک بازی می‌کردند، لبخند شادی زدند.

      He couldn't help but smile when he saw his long-lost friend.

      وقتی دوست دیرینه‌اش را دید، نتوانست لبخندی از خوش‌حالی نزند.

      noun countable

      ظاهر فرح‌بخش، ظاهر خوب، ظاهر دلپذیر

      the smile of the shining sea

      ظاهر دلپذیر دریای درخشنده

      His smile instantly put me at ease.

      ظاهر فرح‌بخش او فورا به من آرامش داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد smile

      1. verb put on a happy expression
        Synonyms:
        laugh grin beam look happy look pleased look delighted look amused express friendliness express tenderness be gracious simper smirk
        Antonyms:
        frown glower

      Phrasal verbs

      smile away

      با لبخند دور کردن یا فایق آمدن، با لبخند ابراز داشتن

      Collocations

      a brilliant smile

      لبخند نورانی، لبخند درخشان، لبخند شادی‌آمیز

      smile proudly

      با افتخار لبخند زدن

      sunny smile

      لبخند درخشان/گرم

      friendly smile

      لبخند دوستانه

      warm smile

      لبخند گرم

      Collocations بیشتر

      broad smile

      لبخند پهن، لبخند گشاده

      dazzling smile

      لبخند خیره کننده / لبخند درخشان

      Idioms

      crack a smile

      (امریکا - عامیانه) لبخند زورکی زدن

      smile from ear to ear

      لبخند بزرگی بر لب داشتن، گوش تا گوش لبخند بودن

      سوال‌های رایج smile

      گذشته‌ی ساده smile چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده smile در زبان انگلیسی smiled است.

      شکل سوم smile چی میشه؟

      شکل سوم smile در زبان انگلیسی smiled است.

      شکل جمع smile چی میشه؟

      شکل جمع smile در زبان انگلیسی smiles است.

      وجه وصفی حال smile چی میشه؟

      وجه وصفی حال smile در زبان انگلیسی smiling است.

      سوم‌شخص مفرد smile چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد smile در زبان انگلیسی smiles است.

      ارجاع به لغت smile

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «smile» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/smile

      لغات نزدیک smile

      • - smidgin
      • - smilax
      • - smile
      • - smile away
      • - smile from ear to ear
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      birthrate blow down boron carbide brava brazen sprawl spritz sputum stagnate stand aside state of the art stavanger astigmatism pigeon reset تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.