گذشتهی ساده:
smiledشکل سوم:
smiledسومشخص مفرد:
smilesوجه وصفی حال:
smilingشکل جمع:
smilesلبخند، تبسم، شادرویی، خوشرویی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی متوسط
A smile makes every face more attractive.
لبخند هر چهرهای را گیراتر میکند.
The study suggests a correlation between genuine smiles and increased levels of oxytocin in social interactions.
این مطالعهی ارتباطی بین لبخندهای واقعی و افزایش سطح اکسیتوسین در تعاملات اجتماعی را نشان میدهد.
a smile of satisfaction
لبخندی حاکی از رضایت
لبخند زدن، تبسم کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The baby smiled at her mother.
نوزاد به مادرش لبخند زد.
Researchers observed that individuals tend to smile more frequently when interacting in a cooperative social setting.
محققان مشاهده کردند که افراد تمایل دارند در تعاملات اجتماعی مشارکتی بیشتر لبخند بزنند.
He smiled when he saw me.
تا من را دید لبخند زد.
The world is like a mirror, if you smile, a smile comes back to you.
دنیا همچون آینه است؛ اگر لبخند بزنی، به لبخندت پاسخ میدهد.
Fortune smiled on him.
شانس به او لبخند زد.
با لبخند گفتن، با خوشرویی گفتن، با لبخند پاسخ دادن، با لبخند چیزی را بیان کردن، با لبخند چیزی نشان دادن
The Lord smiled on his labors.
خداوند کارهای او را با لبخند پاسخ داد.
Despite the challenging economic climate, the CEO smiled confidence in the company's future prospects during the press conference.
باوجود شرایط اقتصادی چالشبرانگیز، مدیرعامل در کنفرانس مطبوعاتی با لبخند، اعتماد به چشماندازهای آیندهی شرکت را نشان داد.
She smiled his congratulations and left without another word.
با لبخندی به او تبریک گفت و بدون حرف دیگری رفت.
لبخند زدن (به نشانهی تایید)، با نظر موافق نگریستن
She smiled, signaling her approval of his creative idea.
لبخندی زد و نشان داد که ایدهی خلاقانهی او را تایید میکند.
While some critics initially questioned the methodology, the research team's robust findings eventually led the scientific community to smile upon their conclusions.
درحالیکه برخی منتقدان در ابتدا روششناسی را زیر سوال بردند، یافتههای قوی تیم تحقیقاتی سرانجام جامعه علمی را وادار کرد که به نتایج آنها با نظر موافق نگریستند.
As the judge announced the winner, everyone smiled.
وقتی قاضی برنده را اعلام کرد، همه به نشانهی تایید لبخند زدند.
نیشخند زدن، با تمسخر نگاه کردن، مسخره کردن، مورد تمسخر قرار دادن، استهزا کردن
She smiled at the thought of his clumsy dance moves.
با فکر حرکات رقص ناشیانهی او نیشخند زد.
Despite the compelling evidence presented, the dissenting committee member chose to smile, indicating his skepticism.
باوجود شواهد قانعکنندهی ارائهشده، عضو مخالف کمیته تصمیم گرفت نیشخند بزند که نشاندهندهی شک و تردید او بود.
People smiled at his folly.
مردم حماقت او را مورد تمسخر قرار دادند.
لبخند زدن (از خوشحالی)، خوشایند بودن، فرحبخش بودن، خوشایند جلوه دادن، روی خوش نشان دادن
The children smiled gleefully as they played in the park.
بچهها وقتی در پارک بازی میکردند، لبخند شادی زدند.
Despite the challenging economic climate, the company's financial performance continued to smile upon its investors.
باوجود شرایط اقتصادی چالشبرانگیز، عملکرد مالی شرکت همچنان به سرمایهگذارانش روی خوش نشان میداد.
He couldn't help but smile when he saw his long-lost friend.
وقتی دوست دیرینهاش را دید، نتوانست لبخندی از خوشحالی نزند.
ظاهر فرحبخش، ظاهر خوب، ظاهر دلپذیر
the smile of the shining sea
ظاهر دلپذیر دریای درخشنده
The innovative architectural design of the new campus building elicited a smile of approval from the visiting dignitaries.
طراحی نوآورانهی معماری ساختمان جدید پردیس، ظاهر تأییدآمیزی را از مقامات بازدیدکننده دریافت کرد.
His smile instantly put me at ease.
ظاهر فرحبخش او فوراً به من آرامش داد.
با لبخند دور کردن یا فایق آمدن، با لبخند ابراز داشتن
لبخند نورانی، لبخند درخشان، لبخند شادیآمیز
با افتخار لبخند زدن
لبخند درخشان/گرم
لبخند دوستانه
لبخند گرم
لبخند پهن، لبخند گشاده
لبخند خیره کننده / لبخند درخشان
(امریکا - عامیانه) لبخند زورکی زدن
لبخند بزرگی بر لب داشتن، گوش تا گوش لبخند بودن
گذشتهی ساده smile در زبان انگلیسی smiled است.
شکل سوم smile در زبان انگلیسی smiled است.
شکل جمع smile در زبان انگلیسی smiles است.
وجه وصفی حال smile در زبان انگلیسی smiling است.
سومشخص مفرد smile در زبان انگلیسی smiles است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «smile» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/smile