آیکن بنر

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها تا ۲۲ شهریور تمدید شد.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها تا ۲۲ شهریور تمدید شد.

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Sprang

      spræŋ spræŋ

      مصدر:

      spring

      شکل سوم:

      sprung

      سوم‌شخص مفرد:

      springs

      وجه وصفی حال:

      springing

      معنی sprang

      adverb

      زمان گذشته ساده فعل Spring

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sprang

      1. verb to set at liberty
        Synonyms:
        freed released liberated discharged emancipated loosed manumitted
      1. verb to have hereditary derivation
        Synonyms:
        derived descended issued
      1. verb develop into a distinctive entity
        Synonyms:
        come arose appeared began started developed formed originated derived proceeded emerged issued flowed emanated rose stemmed birthed headed jumped hopped leapt bounced darted bolted surged vaulted bent warped popped shot skipped bounded released trapped rebounded recoiled ricochetted welled
      1. verb move forward by leaps and bounds
        Synonyms:
        jumped bounded bounced leapt
      1. verb to bound lightly
        Synonyms:
        hopped skipped skittered tripped
      1. verb to move off the ground by a muscular effort of the legs and feet
        Synonyms:
        jumped leapt vaulted hurdled
      1. verb to arise from a source; develop:
        Synonyms:
        stemmed

      سوال‌های رایج sprang

      شکل سوم sprang چی میشه؟

      شکل سوم sprang در زبان انگلیسی sprung است.

      وجه وصفی حال sprang چی میشه؟

      وجه وصفی حال sprang در زبان انگلیسی springing است.

      سوم‌شخص مفرد sprang چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sprang در زبان انگلیسی springs است.

      ارجاع به لغت sprang

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sprang» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sprang

      لغات نزدیک sprang

      • - sprag
      • - sprain
      • - sprang
      • - sprat
      • - sprawl
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت among و between چیست؟

      تفاوت sympathy و empathy چیست؟

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      league memory book dressing room pitaya nub clearing front man thought bubble go away perdition speed bump calamine bisection synostotic bordure مداخله جو فرجام شناسی غیر ثابت غمگین بودن یوحنا طیر طور دیگر طبخ کردن صدمه خورده صدا کردن دیواره اقیانوسیه اسراف موش دواندن بازنما
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.