آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مرداد ۱۴۰۵

      Swatch

      swɑːtʃ swɒtʃ

      شکل جمع:

      swatches

      معنی swatch | جمله با swatch

      noun countable B2

      مسطوره‌ی پارچه، نمونه‌ی پارچه

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      I went to the store and picked out a few swatches to choose from for my new curtains.

      به مغازه رفتم و چند مسطوره‌ی پارچه برداشتم تا از بین آن‌ها برای پرده‌های جدیدم انتخاب کنم.

      The interior designer presented a variety of swatches for the client.

      طراح داخلی چندین نمونه‌ی پارچه را به مشتری نشان داد.

      noun countable C1

      ‫نمونه‌ (برای آزمایش یا نمایش)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      In the lecture, the professor passed around a swatch of the new polymer so students could observe its flexibility and surface finish.

      در سخنرانی، استاد یک نمونه‌ از پلیمر جدید را میان دانشجویان چرخاند تا بتوانند انعطاف‌پذیری و سطح آن را مشاهده کنند.

      For the product launch, designers approved a swatch of the packaging material to test durability.

      برای راه‌اندازی محصول، طراحان یک نمونه‌ی بسته‌بندی را برای آزمایش دوام تصویب کردند.

      noun countable

      وصله، قطعه، تکه

      The fashion design student attached a swatch of linen to her portfolio to demonstrate her choice of fabric for the collection.

      دانشجوی طراحی مد یک تکه‌ی لینن را به پرونده‌اش متصل کرد تا انتخاب پارچه‌اش برای مجموعه را نشان دهد.

      The interior designer requested a swatch of the upholstery to verify color matching with the sofa.

      طراح داخلی درخواست یک وصله‌ی روکش مبلمان کرد تا تطابق رنگ با مبل را بررسی کند.

      noun countable

      تعداد کم، کمی، اندکی

      In the study, researchers observed only a swatch of participants who reported improved mental health after the intervention.

      در این مطالعه، پژوهشگران تنها تعداد اندکی از شرکت‌کنندگان را مشاهده کردند که بعداز مداخله، گزارش بهبود سلامت روانی داشتند.

      In the survey results, a swatch of respondents expressed neutral views, complicating the interpretation.

      در نتایج پیمایش، تعداد کمی از پاسخ‌دهندگان دیدگاه‌های خنثی ابراز کردند که تفسیر را پیچیده کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      While the policy yielded significant benefits for most communities, policymakers noted a swatch of regions where outcomes remained unchanged.

      در حالی که این سیاست برای اکثر جوامع منافع قابل‌ توجهی داشت، سیاست‌گذاران به تعداد اندکی از مناطقی اشاره کردند که نتایج بدون تغییر باقی ماند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد swatch

      1. noun a representative
        Synonyms:
        sample pattern fragment

      ارجاع به لغت swatch

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «swatch» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/swatch

      لغات نزدیک swatch

      • - swastika
      • - swat
      • - swatch
      • - swath
      • - swathe
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.