آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ فروردین ۱۴۰۴

    This

    ðɪs ðɪs

    شکل جمع:

    these

    معنی this | جمله با this

    determiner pronoun A1

    این

    This one is one mine.

    این یکی مال من است.

    This tastes good.

    مزه‌ی این خوب است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    This is longer than that.

    این از آن درازتر است.

    This convinces me.

    این مرا مجاب می‌کند.

    these are my books.

    این‌ها کتاب من هستند.

    adverb C1

    این‌قدر، تا این حد، به این اندازه، این‌چنین، این‌گونه، به این میزان

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    I didn’t think it would be this hard.

    فکر نمی‌کردم به این اندازه سخت باشد.

    Why are you this angry about it?

    چرا این‌قدر از این موضوع عصبانی هستی؟

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    A car this big must be expensive.

    اتومبیلی به این بزرگی باید گران‌قیمت باشد.

    exclamation informal

    همین، این، موافقم، دقیقاً

    When I see someone say something I deeply agree with, I just comment, ‘This.’

    وقتی کسی چیزی می‌نویسه که کاملاً باهاش موافقم، فقط می‌نویسم: «موافقم»

    Someone posted a quote about kindness, and hundreds replied with “This.”

    شخصی، نقل‌قولی درباره‌ی مهربانی منتشر کرد و صدها نفر با کلمه‌ی «همینه» پاسخ دادند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد this

    1. adjective
      Synonyms:
      the that the present here aforementioned already stated the indicated
    1. pronoun
      Synonyms:
      this person this-one the-one the one in question the aforementioned one the thing indicated

    Collocations

    in this day and age

    در این دوره و زمانه

    depart (from) this life

    مردن، (از این جهان) رخت بربستن

    in this instance

    در این مورد، در این حالت، در این موقعیت

    this day (or tomorrow, etc) week

    (انگلیس) یک هفته از امروز (یا فردا و غیره)

    Idioms

    this too shall pass

    این نیز بگذرد

    this beats that into a cocked hat

    (انگلیس - عامیانه) این از آن خیلی بهتر است.

    in this day and age

    در این دور و زمانه، این روزها

    can you beat this?

    از این بهتر می‌توانی؟، از من بهتر می‌توانی؟

    this, our, etc. neck of the woods

    این حوالی، این دوروبر، این اطراف، این منطقه، این ناحیه

    Idioms بیشتر

    at this rate

    با این حساب، با این رویه، با این وضعیت، با این شرایط، با این روند، با این وجود، بر این روال، بدین طریق، اگر وضع این چنین باشد، در این صورت

    out of this world

    (عامیانه) عالی، بسیار خوب، باورنکردنی، محشر

    سوال‌های رایج this

    شکل جمع this چی میشه؟

    شکل جمع this در زبان انگلیسی these است.

    ارجاع به لغت this

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «this» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/this

    لغات نزدیک this

    • - thirty-second note
    • - thirty-twomo
    • - this
    • - this beats that into a cocked hat
    • - this day (or tomorrow, etc) week
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.