آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ شهریور ۱۴۰۳

      That

      ðæt ðæt

      شکل جمع:

      those

      معنی that | جمله با that

      adjective adverb conjunction pronoun determiner A1

      آن، اشاره به دور، آن یکی، که، برای آنکه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      That woman is Mehri.

      آن زن، مهری است.

      that sweet smile

      آن لبخند شیرین

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      those red apples

      آن سیب‌های سرخ

      That is Ramin.

      آن رامین است.

      That book is mine.

      آن کتاب مال من است.

      That tastes good.

      مزه‌ی آن خوب است.

      in those days

      در آن روزگار

      This is larger than that one.

      این از آن یکی بزرگتر است.

      Those present were in favor of a change.

      آنان که حضور داشتند با تغییر موافق بودند.

      those who know

      آن‌هایی که می‌دانند

      those who think of bread and butter...

      آنان که به فکر نان و آش‌اند...

      the road (that) we took

      راهی که پیش گرفتیم

      the house (that) I bought

      خانه‌ای که خریدم

      Pari said that she had a headache.

      پری گفت که سرش درد می‌کند.

      the year that I was born

      سالی که در آن زاده شدم

      the place that I saw Joan for the first time

      جایی که در آن جون را برای اولین بار دیدم

      That he is a coward is now obvious.

      اکنون آشکار است که او ترسو است.

      The truth is that I never kissed her.

      واقعیت آن است که هرگز او را نبوسیدم.

      They died that we might live.

      آنان مردند تا اینکه ما بتوانیم زندگی کنیم.

      You drove so fast that I could not catch up with you.

      آن‌قدر تند راندی که نتوانستم به تو برسم.

      I am sorry that I caused you so much trouble.

      از اینکه این‌همه به شما زحمت دادم، پوزش می‌خواهم.

      I didn't like the book that much.

      آن‌قدر هم از آن کتاب خوشم نیامد.

      He is not that strong.

      او آن‌قدر قوی نیست.

      A man that rich should have a car.

      مردی که آن همه ثروتمند است باید اتومبیل داشته باشد.

      Homa wasn't that late.

      هما آن‌قدرها هم تأخیر نداشت.

      I can't swim that far.

      به آن دوری نمی‌توانم شنا کنم.

      I'am that tired I could drop.

      آن‌قدر خسته‌ام که ممکن است بیفتم.

      oh, that this day were over!

      ای کاش این روز سپری می‌شد!

      oh, that I were a bird ...!

      کاشکی که من مرغی بودم ...!

      that you should say such a thing!

      گفتن چنین چیزی از تو بعید است!

      They aren't all that rich.

      آن‌قدرها هم پولدار نیستند.

      jewelry and all that

      جواهرات و غیره

      The bridge is made of wooden beams, and weak beams at that.

      پل با تیرهای چوبی و آن هم تیرهای چوبی ضعیف ساخته شده است.

      We might be worse off at that.

      ممکن است وضعمان از آن هم بدتر باشد.

      two hundred dollars a month, that is $50 a week

      دویست دلار در ماه به‌عبارت‌دیگر هفته‌ای 50 دلار

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد that

      1. conjunction
        Synonyms:
        so in-that so-that in-order-that for the reason that to the end that
      1. adjective
        Synonyms:
        the a this one such a certain a particular a well known
      1. pronoun
        Synonyms:
        who that-one the-one anyway not-so rather less even-so that fact that other not so very the one in question all-things-considered

      Collocations

      that is (to say)

      به عبارت دیگر

      that's that

      همین که گفتم، همین که هست، دیگر حرفی ندارم

      Idioms

      all that

      (عامیانه) 1- (در ساختارهای منفی) آن‌قدرها هم نه، نه آن مقدار

      2- و چیزهای مشابه، و غیره

      at that

      بعلاوه، اضافه‌بر آن، روی‌هم‌رفته، علاوه‌بر‌ آن، هم، همچنین

      علی‌رغم آن...، برخلاف آن...

      that's a horse of a different color

      آن موضوع اصلاً متفاوت است (اصلاً با این موضوع رابطه ندارد)

      that's all there is to it

      همین است و بس

      that's water under the bridge

      غصه‌ی کار شده را نباید خورد

      Idioms بیشتر

      cross that bridge when you come to it

      «چو فردا شود، فکر فردا کنیم» (نگران چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده است، نباش)

      سوال‌های رایج that

      شکل جمع that چی میشه؟

      شکل جمع that در زبان انگلیسی those است.

      ارجاع به لغت that

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «that» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/that

      لغات نزدیک that

      • - thar desert
      • - thasos
      • - that
      • - that is (to say)
      • - that is to say
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.