مصدر:
to fact-checkگذشتهی ساده:
fact-checkedشکل سوم:
fact-checkedسومشخص مفرد:
fact-checksوجه وصفی حال:
fact-checkingشکل جمع:
fact-checksراستیآزمایی کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Journalists always fact-check their sources before publishing an article.
روزنامهنگاران همیشه قبل از انتشار مقاله، منابع خود را بررسی صحت میکنند.
The organization fact-checked the politician’s speech to verify its accuracy.
آن سازمان سخنرانی سیاستمدار را برای تأیید صحت آن بررسی کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «fact-check» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fact-check