آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۶ شهریور ۱۴۰۴

    Turban

    ˈtɜrːbən ˈtɜːbən

    معنی turban | جمله با turban

    noun countable

    پوشاک عمامه، دستار

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده

    He wore a white turban on his head.

    عمامه‌ی سفیدی بر سر داشت.

    The turban is an important cultural symbol for many communities around the world.

    دستار نماد فرهنگی مهمی برای بسیاری از جوامع در سراسر جهان است.

    noun countable

    پوشاک کلاه عمامه‌مانند (زنانه)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    The turban added an elegant touch to her outfit.

    کلاه عمامه‌مانند به لباسش زیبایی بخشید.

    She used a turban to protect her hair while she slept.

    او هنگام خواب برای محافظت از موهایش از کلاه عمامه‌مانند استفاده می‌کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد turban

    1. noun a small round woman's hat
      Synonyms:
      hat cap headgear headdress toque pillbox bandana topee puggree lungi

    سوال‌های رایج turban

    معنی turban به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «turban» در زبان فارسی به «عمامه» ترجمه می‌شود.

    «عمامه» پوششی سنتی است که به شکل پارچه‌ای بلند و پیچیده، معمولاً دور سر پیچیده می‌شود. این پوشش در فرهنگ‌ها و مناطق مختلف جهان، به ویژه در جنوب آسیا، خاورمیانه و شمال آفریقا رایج است و هم جنبه‌ی مذهبی و هم فرهنگی دارد. عمامه نمادی از هویت، مقام اجتماعی، سنجش احترام و حتی پوشش محافظتی در برابر آفتاب و شرایط آب و هوایی محسوب می‌شود.

    در زندگی روزمره و فرهنگی، عمامه نمادی از سنت، احترام و تعلق به یک گروه یا مذهب خاص است. در برخی جوامع، نحوه‌ی بستن عمامه، رنگ و نوع پارچه آن می‌تواند نشان‌دهنده‌ی موقعیت اجتماعی، سطح علمی یا تعلق به یک فرقه‌ی مذهبی باشد. بنابراین، عمامه تنها یک پوشش نیست، بلکه حامل پیام‌های فرهنگی و اجتماعی است که به بیننده اطلاعاتی درباره‌ی هویت فرد منتقل می‌کند.

    از منظر تاریخی، عمامه‌ها همواره بخشی از پوشش مردانه و گاهی زنانه بوده‌اند و در کشورهای مختلف با سبک‌ها و نام‌های متفاوت به کار رفته‌اند. این پوشش علاوه بر جنبه‌ی ظاهری، نقش محافظتی نیز داشته است؛ به عنوان مثال، در مناطق گرم و خشک، پارچه‌ی عمامه از سر و گردن در برابر آفتاب و گرد و خاک محافظت می‌کند و به فرد کمک می‌کند تا راحت‌تر در محیط زندگی کند.

    در ادبیات، هنر و سینما، عمامه به عنوان نماد فرهنگی و هویتی به کار می‌رود. نویسندگان و کارگردانان از عمامه برای نشان دادن تعلق مذهبی، سنت و موقعیت اجتماعی شخصیت‌ها استفاده می‌کنند. این پوشش همچنین می‌تواند به داستان عمق و رنگ محلی بدهد و بیننده یا خواننده را با فرهنگ و سنت‌های جامعه‌ی مورد نظر آشنا سازد.

    «turban» یادآور اهمیت پوشش در بیان هویت، فرهنگ و سنت است. عمامه نه تنها یک ابزار محافظتی و پوششی است، بلکه حامل پیام‌های فرهنگی و اجتماعی است و ارتباطی عمیق با تاریخ، مذهب و زندگی روزمره مردم دارد. این واژه نشان می‌دهد که پوشش‌های سنتی، فراتر از جنبه‌های ظاهری، نمادهایی از هویت، احترام و تعلق فرهنگی هستند.

    ارجاع به لغت turban

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «turban» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/turban

    لغات نزدیک turban

    • - tuque
    • - turanian
    • - turban
    • - turbellarian
    • - turbid
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    frightfulness rightfulness revivalist pilfer pilferer receptiveness manure interconnectedness chuck rib flank brisket round ham hock بی‌ربط بی‌رونق بی‌شعور بی‌عقل بی محلی کردن بی‌وفا تاثیر پذیر تافی تایپ کردن تایید تب تبدیل کردن تبریک تبصره تبهکار
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.