آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ خرداد ۱۴۰۴

    Hat

    hæt hæt

    شکل جمع:

    hats

    معنی hat | جمله با hat

    noun adverb countable A1

    کلاه، کلاه کاردینالی

    hat, کلاه، کلاه کاردینالی
    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    to put on one's hat

    کلاه (سر) گذاشتن

    to take off one's hat

    کلاه (از سر) برداشتن

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He was wearing a black hat.

    او کلاه سیاهی برسر داشت.

    The soldiers were all hatted and gloved.

    همه‌ی سربازان کلاه به سر و دستکش به دست بودند.

    I take my hat off to you! you finally did it.

    دست مریزاد! بالأخره آن کار را انجام دادی.

    He wore three different hats but his income was still insufficient.

    او سه شغل مختلف داشت؛ ولی باز درآمدش کافی نبود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hat

    1. noun covering for the head
      Synonyms:
      headgear lid helmet bonnet fedora panama sombrero topper bowler stetson straw boater chapeau millinery bucket skimmer sailor tam ten-gallon stove pipe headpiece tam o’shanter

    Idioms

    hang up one's hat

    دست از کار کشیدن، (از شغل) کناره گرفتن

    hat in hand

    با تواضع، با فروتنی، با خضوع و خشوع

    keep (something) under one's hat

    سری نگه‌داشتن، بروز ندادن، مستور داشتن

    pass the hat (around)

    اعانه گردآوری کردن (به‌ویژه در جلسه و غیره)

    take one's hat off to

    تبریک گفتن، درود فرستادن، شادباش گفتن

    Idioms بیشتر

    talk through one's hat

    (عامیانه) حرف‌های احمقانه زدن، نسنجیده سخن گفتن، یاوه‌گویی کردن

    throw one's hat into the ring

    وارد مبارزه شدن، خود را نامزد انتخاباتی کردن

    under one's hat

    سری، محرمانه، خودمانی، مگو

    at the drop of a hat

    در یک چشم‌به‌هم‌زدن، فوراً، بی‌درنگ، بدون معطلی

    به‌آسانی، عین آب خوردن

    سوال‌های رایج hat

    شکل جمع hat چی میشه؟

    شکل جمع hat در زبان انگلیسی hats است.

    ارجاع به لغت hat

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «hat» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hat

    لغات نزدیک hat

    • - hasty pudding
    • - hasty words
    • - hat
    • - hat band
    • - hat in hand
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    forfeiture fordo foremost awakening Jesus Christ me mrs position chasten Dom chaparral update appetizing aerosol convenience بی ریش آیلتس بیابان بی‌خود بیرون مد روز بیسکویت ترد بیهوش کردن بیل بی‌تاب بی‌تابی بی‌تربیت بی‌حس بی‌خبر بی‌خیال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.