فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Valet

ˈvælɪt ˈvælət / / ˈvæleɪ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    valets

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    هتل پیش‌خدمت، متصدی جامه‌شویی و اتو کردن و انجام خدمات شخصی
    • - The valet parked the car in front of the hotel entrance.
    • - پیش‌خدمت ماشین را جلوی ورودی هتل پارک کرد.
    • - The valet opened the door of the car for the passenger.
    • - پیش‌خدمت در ماشین را برای مسافر باز کرد.
  • noun countable
    نوکر، پیشخدمت مخصوص، نوکر ویژه، ملازم
  • verb - transitive
    پیشخدمتی کردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد valet

  1. noun A manservant who acts as a personal attendant to his employer
    Synonyms: manservant, attendant, servant, valet de chambre (French), body-servant, dresser, valet-de-chambre, equerry, gentleman, gentleman's gentleman, gentleman's gentleman, squire, man

ارجاع به لغت valet

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «valet» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/valet

لغات نزدیک valet

پیشنهاد بهبود معانی