دین religion, creed, doctrine
religion
creed
doctrine
مارکسیسم آیین او بود.
Marxism was his religion.
ادیان مختلف آیینهای متفاوتی دارند، اما بسیاری ارزشهای مشترکی را دارا هستند.
Different religions have different creeds, but many share common values.
ceremony, formality, ceremonies, formalities, rite, rites
ceremony
formality
ceremonies
formalities
rite
rites
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
آیین تبادل هدیه در ایام کریسمس خانوادهها را دور هم جمع میکند.
The ceremony of exchanging gifts at Christmas brings families together.
آیین اسکاتلندی فراماسونری
The Scottish rite of Freemasonry
principles, procedure, rule, regulation
principles
procedure
rule
regulation
شرکت تحت آیین سفت و سخت اخلاقی فعالیت میکند.
The company operates under strict ethical procedure.
آیین تدریس او بر کاربرد عملی بهجای تئوری تأکید دارد.
His teaching principles emphasize practical application over theory.
manner, custom, rule, formality, institution, law, ritual, ceremony, rite
manner
custom
rule
formality
institution
law
ritual
ceremony
rite
آیین مودبانهی او، تربیت خوبش را نشان میداد.
His polite manner showed his good upbringing.
به بچهها یاد داده شد که آیین احترامآمیزی نسبت به بزرگترها داشته باشند.
The children were taught to have a respectful manner towards elders.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
هر دو شکل «آیین» و «آئین» از نظر املایی در فارسی رایج هستند، اما شکل درستتر و معیارتر «آیین» است. «آئین» بیشتر در برخی متون قدیمی و ادبی دیده میشود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «آیین» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/آیین