Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴

      به به انگلیسی

      توضیحات:

      همچنین در معنای هفتم می‌توان از میوه‌ی به به‌جای به استفاده کرد.

      معنی و نمونه‌جمله

      صوت
      فونتیک فارسی / bah /

      oh, how nice, O, how lovely, good!, wow, excellent indeed, well done, yippee, why, bravo, ho

      oh

      how nice

      O

      how lovely

      good!

      wow

      excellent indeed

      well done

      yippee

      why

      bravo

      ho

      حاکی از تعجب و تحسین

      به چه هوای خوبی!

      Oh! What a good weather!

      به عالیه!

      Wow! That's great!

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / be /

      for

      for

      برای، به جهت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      به افتخار کسی ضیافت دادن

      give a dinner for somebody

      به‌ دلیل نجات یک کودک به او جایزه دادند.

      They gave him a reward for having saved a child.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      به خاطر خدا

      for God's sake

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / be /

      towards, toward, into, to, at

      towards

      toward

      into

      to

      at

      به سوی، به طرف

      به من نگاه کن.

      Look at me.

      فردا به همدان خواهم رفت.

      Tomorrow I'll go to Hamedan.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / be /

      on, onto, on top of, against, upon, over

      on

      onto

      on top of

      against

      upon

      over

      روی

      به زمین افتادن

      to fall on the ground

      اکبر به دیوار تکیه داد.

      Akbar leaned against the wall.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / be /

      in, according, on the basis of

      in

      according

      on the basis of

      بر اساس، بر پایه‌ی

      به گفته‌ی دکتر باید روزانه دو قرص بخورد.

      According to the doctor, she should take two pills a day.

      به عقیده‌ی پدرم

      in my dad's opinion

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / be /

      in, by, to, by means of, unto

      in

      by

      to

      by means of

      unto

      با، توسط، نسبت به

      به نقاشی علاقه ندارد.

      She is not interested in drawing.

      به وسیله‌ی اتوبوس

      by bus

      اسم
      فونتیک فارسی / beh /

      گیاه‌شناسی میوه quince, quince tree

      quince

      quince tree

      به, quince, quince tree
      میوه‌ای زردرنگ که تخم آن مصرف دارویی دارد

      میوه‌ی به میوه‌ای است که معمولاً برای درست کردن مربا استفاده می‌شود.

      The quince is a fruit that is often used to make jams.

      محصول پربار به

      plentiful harvest of quince tree

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      یک میوه‌ی به از درخت چید.

      She picked a quince from the tree.

      به ژاپنی

      Japanese quince

      صفت
      فونتیک فارسی / beh /

      ادبی better, well, best, more preferable

      better

      well

      best

      more preferable

      بهتر، خوب‌تر

      (سعدی) بنده همان به که ز تقصیر خویش / عذر به درگاه خدا آورد

      It is best that a creature asks forgiveness for his transgressions / from the throne of God

      yippee, ho, why

      yippee

      ho

      why

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد به

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      به سمت به‌سوی به‌ طرف به مقصد
      مترادف:
      برای به‌قصد به‌منظور
      مترادف:
      با به وسیله
      مترادف:
      سوگند به قسم به
      مترادف:
      خوب نیکو نیک
      متضاد:
      بد
      مترادف:
      بهی سفرجل

      سوال‌های رایج به

      به به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «بِه» در زبان انگلیسی به «quince» ترجمه می‌شود.

      بِه میوه‌ای خوش‌عطر و خوش‌طعم است که به خانواده گل‌سرخ‌ها تعلق دارد و شکل ظاهری آن شبیه گلابی ولی با پوستی زبر و رنگ زرد طلایی است. این میوه معمولاً در مناطق معتدل رشد می‌کند و در فصل پاییز و اوایل زمستان برداشت می‌شود. بِه به دلیل طعم ملس و عطر خاص خود، در آشپزی و صنایع غذایی کاربردهای متنوعی دارد.

      از نظر خواص تغذیه‌ای، بِه منبع خوبی از فیبر، ویتامین C و آنتی‌اکسیدان‌ها محسوب می‌شود که به تقویت سیستم ایمنی بدن، بهبود عملکرد دستگاه گوارش و کاهش التهابات کمک می‌کند. مصرف بِه همچنین به تنظیم قند خون و بهبود سلامت قلب و عروق کمک می‌نماید. علاوه بر این، بِه به دلیل داشتن ترکیبات ضدباکتری و ضدویروسی در طب سنتی برای درمان برخی بیماری‌ها و مشکلات گوارشی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

      بِه را معمولاً به صورت تازه کمتر می‌خورند زیرا طعم آن نسبتاً ترش و سفت است؛ اما در پخت و پز، تهیه مربا، کمپوت، ژله و دسرهای مختلف کاربرد فراوان دارد. همچنین پوست و برگ‌های بِه در ساخت دمنوش‌ها و داروهای گیاهی به کار می‌روند. این میوه به خاطر عطر و طعم منحصربه‌فردش در شیرینی‌پزی و تهیه نوشیدنی‌ها نیز محبوب است.

      از نظر فرهنگی، بِه در بسیاری از مناطق ایران و کشورهای دیگر نمادی از سلامتی، برکت و فراوانی به شمار می‌رود. در ادبیات و هنرهای سنتی نیز بِه به عنوان نمادی از پاکی و طراوت به تصویر کشیده شده است. این میوه جایگاه خاصی در سفره‌های سنتی دارد و در مراسم‌های مختلف به عنوان نشانه‌ای از خیر و برکت استفاده می‌شود.

       بِه نه تنها یک میوه‌ی خوش‌طعم و مفید، بلکه بخشی از میراث فرهنگی و غذایی بسیاری از جوامع است. این میوه با خواص درمانی، کاربردهای متنوع و نمادین، جایگاه ویژه‌ای در زندگی روزمره و سنتی مردم دارد و به عنوان یکی از میوه‌های ارزشمند طبیعت شناخته می‌شود.

      میوه‌ی به به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «بِه» در زبان فارسی به میوه‌ای زردرنگ، معطر و نسبتاً سفت اطلاق می‌شود که در زبان انگلیسی به آن quince گفته می‌شود.

      میوه‌ی به از خانواده‌ی سیب و گلابی است و ظاهری شبیه به این دو دارد، اما در مقایسه با آن‌ها پوستی زبرتر و بافتی خشک‌تر و سخت‌تر دارد. این میوه بیشتر در مناطق معتدل رشد می‌کند و درخت آن در باغ‌های ایران، ترکیه، افغانستان، کشورهای مدیترانه‌ای و حتی برخی نقاط اروپا به وفور یافت می‌شود. فصل برداشت این میوه معمولاً پاییز است، و عطر دل‌انگیز آن به‌گونه‌ای‌ست که حتی پیش از چیده شدن، فضای باغ را آکنده از بویی خوش می‌سازد.

      «بِه» را معمولاً به صورت خام مصرف نمی‌کنند، زیرا گوشت آن سفت و کمی گس است. اما وقتی پخته می‌شود، طعم و بافتش دگرگون می‌گردد: نرم، شیرین و خوش‌عطر. از این میوه برای تهیه‌ی خوراکی‌های متنوعی مانند مربای به، مارمالاد، کمپوت و خورشت استفاده می‌شود. یکی از معروف‌ترین غذاهای سنتی ایرانی، «خورشت به آلو» است که طعم شیرین و لطیف میوه را با ترشی آلو و گوشت ترکیب می‌کند. مربای به نیز به‌خاطر رنگ قرمز و شفافش که در اثر پختن ظاهر می‌شود، طرفداران فراوانی دارد.

      از نظر تغذیه‌ای، به سرشار از ویتامین C، فیبر، آنتی‌اکسیدان‌ها و ترکیبات ضدالتهابی است. مصرف منظم آن به تقویت سیستم ایمنی، بهبود گوارش و کنترل قند خون کمک می‌کند. همچنین، به دلیل داشتن ترکیباتی به نام تانن‌ها، در طب سنتی ایران و سایر کشورها از آن برای رفع اسهال، تسکین مشکلات معده و حتی درمان حالت تهوع استفاده می‌شده است. دم‌نوش برگ یا دانه‌ی به نیز خاصیت نرم‌کننده‌ی گلو دارد و در فصل سرما کاربرد زیادی پیدا می‌کند.

      از نظر فرهنگی و نمادین، میوه‌ی «به» در ادب فارسی جایگاه خاصی دارد. در شعرها و متون کهن، از آن به‌عنوان نماد زیبایی، لطافت و رایحه‌ی دل‌انگیز یاد شده است.

      «بِه» میوه‌ای‌ست که با ظاهر ساده‌اش، دنیایی از عطر، خاصیت و فرهنگ را در خود جای داده است. از باغ‌های سنتی تا آشپزخانه‌های ایرانی و داروهای گیاهی، حضور آن همواره با حس گرما، سلامت و لطافت همراه بوده است.

      ارجاع به لغت به

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «به» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/به

      لغات نزدیک به

      • - بویه دار کردن
      • - بوییدن
      • - به
      • - به -
      • - به ...
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.