آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۴

      حق به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / hagh(gh) /

      right(s), justice, (just) claim, authority

      right

      justice

      claim

      authority

      امتیازی که به انسان داده شده است
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      او حق نداشت چنین پول هنگفتی را از حساب بچه‌ها انتقال بدهد.

      She had no right to alienate such a large sum from the children's account.

      او به‌ حق شکایت می‌کرد که مزدش را نداده‌اند.

      He complained with justice that his wages had not been paid.

      اسم
      فونتیک فارسی / hagh(gh) /

      title, fee, privilege, prerogative

      title

      fee

      privilege

      prerogative

      امتیاز

      حق عضویت در باشگاه خصوصی گلف بسیار گران است.

      The initiation fee for the private golf club is quite expensive.

      حق محاکمه شدن توسط هیئت‌منصفه

      the privilege of trial by jury

      اسم
      فونتیک فارسی / hagh(gh) /

      truth, righteousness, the right

      truth

      righteousness

      the right

      حقیقت

      او بدون ترس حق را گفت.

      She spoke the truth without fear.

      جامعه بیش از هر چیز، حق را ارج می‌نهاد.

      The community valued righteousness above all else.

      اسم
      فونتیک فارسی / hagh(gh) /

      God, the Lord, the Almighty

      God

      the Lord

      the Almighty

      خداوند

      صدهزاران کیمیا حق آفرید...

      God created hundreds of thousands of blessings...

      باید راه حق را دنبال کنیم تا حقیقت را بیابیم.

      We must follow the path of the Lord to find the truth.

      صفت
      فونتیک فارسی / hagh(gh) /

      right, correct, just, rightful

      right

      correct

      just

      rightful

      درست

      تردیدی ندارم که حق با شماست.

      I don't question but you're correct.

      او سهم حق خود از ارث را مطالبه کرد.

      He claimed his rightful share of the inheritance.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد حق

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      متضاد:
      سزاواری شایس
      مترادف:
      آفریدگار الله باریتعالی پروردگار خدا
      مترادف:
      حقیقت راستی صدق واقع
      مترادف:
      درست راست روا واقعی
      مترادف:
      انصاف عدل قسط منصفت داد
      مترادف:
      عادلانه
      مترادف:
      سزا نصیب
      متضاد:
      خطا ناحق

      سوال‌های رایج حق

      حق به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «حق» در زبان انگلیسی به Right ترجمه می‌شود.

      حق یکی از بنیادی‌ترین مفاهیم در روابط انسانی و اجتماعی است که از گذشته تا امروز نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری جوامع داشته است. این واژه در بسترهای گوناگون معانی متنوعی پیدا می‌کند؛ گاه به معنای «سهم» و «بهره» است، گاه «اجازه» یا «اختیار» را بیان می‌کند و در مواقعی نیز به عنوان «درستی» و «حقیقت» به کار می‌رود. به همین دلیل، درک واژه‌ی حق تنها به یک تعریف ساده محدود نمی‌شود، بلکه طیفی گسترده از معانی را دربرمی‌گیرد که در حوزه‌های فردی، اجتماعی، اخلاقی و حتی فلسفی مطرح می‌شوند.

      از دیدگاه فردی، حق بیانگر امتیازاتی است که هر شخص به صرف انسان بودن داراست. برای مثال، حق انتخاب، حق آموزش و حق زندگی سالم از جمله حقوقی هستند که هر فردی انتظار بهره‌مندی از آن‌ها را دارد. وجود این حقوق به انسان‌ها امکان می‌دهد که با آزادی بیشتری در مسیر رشد و شکوفایی حرکت کنند. اگر این حقوق نادیده گرفته شوند، تعادل روانی و اجتماعی انسان‌ها به‌طور جدی مختل خواهد شد و کیفیت زندگی آنان کاهش می‌یابد.

      در سطح اجتماعی، حق به‌عنوان معیاری برای تنظیم روابط میان افراد و گروه‌ها عمل می‌کند. این مفهوم پایه‌ای برای ایجاد تعادل در جامعه است، زیرا حقوق هر فرد با حقوق دیگران پیوندی تنگاتنگ دارد. در این چارچوب، احترام به حق دیگران نه‌تنها وظیفه‌ای اخلاقی بلکه ضرورتی برای حفظ همزیستی مسالمت‌آمیز است. جامعه‌ای که در آن حق افراد رعایت نشود، دیر یا زود دچار بی‌نظمی و بحران خواهد شد.

      واژه‌ی حق همچنین در معنای «درستی» و «مطابقت با واقعیت» به کار می‌رود. هنگامی که می‌گوییم چیزی حق است، در واقع آن را برابر با حقیقت و درست بودن می‌دانیم. این بعد معنایی از حق، به حوزه‌ی تفکر و معرفت پیوند می‌خورد و انسان را به جست‌وجوی حقیقت و پرهیز از خطا دعوت می‌کند. بدین ترتیب، حق نه‌تنها جنبه‌ای عملی در زندگی اجتماعی دارد بلکه در ساحت اندیشه و شناخت نیز اهمیت ویژه‌ای می‌یابد.

      حق در بسیاری از فرهنگ‌ها به‌عنوان ارزشی والا تلقی می‌شود که به انسان‌ها احساس امنیت، عدالت و آرامش می‌بخشد. این واژه یادآور تعهد متقابل افراد نسبت به یکدیگر است و نقشی کلیدی در ایجاد اعتماد و همبستگی اجتماعی ایفا می‌کند. به‌بیان دیگر، حق پلی است میان فرد و جامعه که از یک‌سو استقلال انسان را حفظ می‌کند و از سوی دیگر او را به مسئولیت‌پذیری و رعایت حدود دیگران فرا می‌خواند.

      ارجاع به لغت حق

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «حق» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/حق

      لغات نزدیک حق

      • - حفید
      • - حفیر
      • - حق
      • - حق اجاره
      • - حق ارتفاق
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.