آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴

      راست به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / raast /

      straight, right, upright, right-hand side, dextral, dexter, dextro-, ortho-

      straight

      right

      upright

      right-hand side

      dextral

      dexter

      dextro-

      ortho-

      سمت راست

      او دارد راهنمای راست را می‌زند.

      He is indicating right.

      او سمت راست من ایستاد.

      He stood at my right-hand.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      دارای دست و پای راست

      straight-limbed

      اسم
      فونتیک فارسی / raast /

      truth, reality, verity, factualness

      truth

      reality

      verity

      factualness

      حقیقت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      همیشه به تو راست گفته و هرگز به تو نارو نزده‌ام.

      I've always told you the truth and have never been dishonest with you.

      نسبت به راست بودن اتهامات آن‌ها شک داشتم.

      I doubted the reality of their accusations.

      صفت
      فونتیک فارسی / raast /

      straight, direct, uncurved, linear, erect, starboard, standing

      straight

      direct

      uncurved

      linear

      erect

      starboard

      standing

      مستقیم

      راه راست، صراط مستقیم

      a direct route

      ساقه‌ی راست

      an erect stem

      صفت
      فونتیک فارسی / raast /

      true, real, truthful, veritable, genuine, veracious, sheer, truly, truthfully

      true

      real

      truthful

      veritable

      genuine

      veracious

      sheer

      truly

      truthfully

      غیردروغ

      این راست است که صداقت بهترین سیاست است.

      It is true that honesty is the best policy.

      این گزارش به‌خاطر راست و شفاف بودنش مورد تحسین قرار گرفت.

      The report was praised for being truthful and transparent.

      صفت
      فونتیک فارسی / raast /

      on the right side, on or of the right-hand side, right handed, right hand, offside, plumb

      on the right side

      on or of the right-hand side

      right handed

      right hand

      offside

      plumb

      واقع در سمت راست

      نشان‌واره باید در سمت راست قابل مشاهده باشد.

      The logo should be visible on the right side.

      بازیکن در سمت راست قرار داشت و منتظر لحظه‌ی مناسب برای ضربه زدن بود.

      The player was positioned offside, waiting for the perfect moment to strike.

      صفت
      فونتیک فارسی / raast /

      correct, accurate, exact

      correct

      accurate

      exact

      صحیح

      مهم است که هنگام اتخاذ تصمیمات، اطلاعات راست داشته باشید.

      It's important to have the correct information when making decisions.

      محاسبات او راست بودند و جایی برای خطا باقی نگذاشتند.

      His calculations were exact, leaving no room for error.

      قید
      فونتیک فارسی / raast /

      straight, straightway, straightforward, forthwith, directly, erectly, veracious

      straight

      straightway

      straightforward

      forthwith

      directly

      erectly

      veracious

      بی‌وقفه

      مانند پیکان، راست پرواز کرد.

      It flew straight as an arrow.

      اگر او را دیدی، لطفاً راست به او بگو که با من تماس بگیرد.

      If you see him, please tell him straightway to call me.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد راست

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      حق درست صائب صحیح صدق صواب
      متضاد:
      غلط نادرست
      مترادف:
      سهی شق
      متضاد:
      ناراست
      مترادف:
      مستقیم
      متضاد:
      کج
      مترادف:
      مستوی
      متضاد:
      ناصاف
      مترادف:
      یمین
      متضاد:
      یسار
      مترادف:
      امین صدیق
      متضاد:
      نادرست

      سوال‌های رایج راست

      راست به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «راست» در زبان انگلیسی، بسته به معنا و زمینه‌ی کاربرد، به واژه‌های مختلفی مانند right، straight، truthful، یا upright ترجمه می‌شود.

      «راست» از جمله واژگانی است که در زبان فارسی معانی و کاربردهای گوناگونی دارد؛ از مفاهیم هندسی و مکانی گرفته تا مفاهیم اخلاقی، رفتاری و حتی جهت‌یابی. رایج‌ترین معادل انگلیسی این واژه، «right» است، به‌ویژه وقتی درباره‌ی جهت (مقابل چپ) یا درست بودن چیزی صحبت می‌کنیم. با این حال، در مواقعی که منظور از «راست»، صاف بودن یا بدون انحراف بودن باشد، واژه‌ی «straight» مناسب‌تر است. همچنین، در کاربردهای اخلاقی و صداقت‌محور، معادلی چون «truthful» یا «honest» به‌کار می‌رود.

      در کاربرد مکانی، «راست» معمولاً به جهت مقابل چپ اشاره دارد؛ مثلاً در راهنمایی رانندگی، نقشه‌خوانی، یا توصیف موقعیت‌های فیزیکی: «بپیچ به راست» یا «صندلی سمت راست». در این زمینه، واژه‌ی انگلیسی right معادل دقیقی است و کاربردی جهانی دارد. این معنای ساده، اما بنیادین، در زندگی روزمره نقش پررنگی دارد، به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند ناوبری، طراحی صنعتی، و حتی آموزش کودکان.

      در بُعد اخلاقی و رفتاری، «راست» به معنای درست‌کار، صادق، بی‌ریا و وفادار به حقیقت است. عباراتی مانند «آدم راست‌گو»، «راست‌رفتاری» یا «راست‌کرداری» نشان‌دهنده‌ی تأکید فرهنگ فارسی بر ارزش‌هایی چون صداقت، بی‌پیرایگی و شفافیت‌اند. در اینجا «truthful»، «honest» و گاهی «upright» ترجمه‌های مناسبی هستند. در ادبیات کهن فارسی نیز، «راستی» یکی از مفاهیم کلیدی در توصیف انسان کامل و آرمانی به‌شمار می‌رود؛ انسانی که در گفتار و کردار خود به‌دور از نیرنگ و فریب است.

      در حوزه‌ی ساختار و شکل، واژه‌ی «راست» به معنای صاف، بدون خمیدگی و انحراف نیز به‌کار می‌رود. مثلاً در توصیف یک خط، ستون یا مسیر، می‌گوییم «خطی راست»، «تنه‌ی درختی راست» یا «راهی راست پیش روی توست». در این کاربرد، «straight» معادلی دقیق در زبان انگلیسی است. جالب آن‌که این معنای فیزیکی، در بسیاری از زبان‌ها با مفاهیم اخلاقی درآمیخته است؛ یعنی صاف بودن، نمادی از درستی و صداقت تلقی می‌شود.

      «راست» می‌تواند به‌عنوان نماد حقیقت، عدالت و شفافیت نیز تفسیر شود. در بسیاری از ضرب‌المثل‌ها و اشعار، واژه‌ی «راست» در برابر «کج»، «دروغ»، یا «ریاکاری» قرار می‌گیرد. این تقابل‌ها نشان می‌دهند که «راستی» نه‌تنها در سطح کاربرد زبانی، بلکه در عمق باورهای فرهنگی و اخلاقی نیز ریشه‌دار است. انسان راست، کسی است که گفتار و رفتارش با واقعیت هم‌راستاست و اعتماد دیگران را جلب می‌کند.

      ارجاع به لغت راست

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «راست» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/راست

      لغات نزدیک راست

      • - راس کلاه
      • - راسا
      • - راست
      • - راست آمدن
      • - راست اندیشانه
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.