آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵

      قید به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / gheyd /

      دستور زبان adverb

      adverb

      واژه‌ای که فعل، صفت یا قید دیگری را توصیف می‌کند
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      صفات و قیدها، اصلاح‌کننده هستند.

      Adjectives and adverbs are modifiers.

      قید تأکیدی در آن جمله بر عمل تأکید داشت.

      The intensive adverb in that sentence emphasized the action.

      اسم
      فونتیک فارسی / gheyd /

      limitation, restriction, yoke, stipulation, chain, inhibition, fetter, encumbrance, clamp, bind, constraint, provision, tie, restraint, constriction, shackle, trammel

      limitation

      restriction

      yoke

      stipulation

      chain

      inhibition

      fetter

      encumbrance

      clamp

      bind

      constraint

      provision

      tie

      restraint

      constriction

      shackle

      trammel

      بند، مانع

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      قیدوبند ناشی از جهالت

      the shackles of ignorance

      تحت قیدوبند قرار دادن

      to keep under restraint

      اسم
      فونتیک فارسی / gheyd /

      clause, condition, proviso

      clause

      condition

      proviso

      شرط، عهد

      قید پرداخت در قرارداد مشخص می‌کند که تمام فاکتورها باید ظرف ۳۰ روز پس‌از دریافت پرداخت شوند.

      The agreement’s payment clause specifies that all invoices must be paid within 30 days of receipt.

      یک قید وجود دارد که تمام پرداخت‌ها تا پانزدهم هر ماه انجام شود.

      There is a condition that all payments be made by the 15th of each month.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد قید

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اسارت حبس گرفتاری
      مترادف:
      بست گیره
      مترادف:
      بند ریسمان
      مترادف:
      حباله طوق
      مترادف:
      محدودیت
      مترادف:
      مخمصه
      مترادف:
      آوند
      مترادف:
      شرط عهد
      مترادف:
      اندازه مقدار
      مترادف:
      اعلام ذمر

      ارجاع به لغت قید

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «قید» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/قید

      لغات نزدیک قید

      • - قیچی کردن
      • - قیچی کردن پشم گوسفند
      • - قید
      • - قید تاکیدی
      • - قید در قرارداد
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.