آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۸ آذر ۱۴۰۴

    ورزش به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / varzesh /

    ورزش sport, athletics, physical exercise, physical education, athletic training

    sport

    athletics

    physical exercise

    physical education

    athletic training

    نرمش، تمرین بدنی

    به غیر از ورزش به چه چیز دیگری علاقه‌مندی؟

    Aside from sports, what else are you interested in?

    ورزش موجب می‌شود که بدن مقداری از چربی‌های اضافی خود را بسوزاند.

    Exercise causes the body to burn some of its excess fat.

    اسم
    فونتیک فارسی / varzesh /

    exercise, training, practice

    exercise

    training

    practice

    تمرین

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    ورزش فکری

    mental exercise

    لطفا آن ورزش را دوباره انجام بده.

    Please do that exercise over again.

    اسم
    فونتیک فارسی / varzesh /

    farming, planting, land cultivation

    farming

    planting

    land cultivation

    (ادبی، قدیمی) زراعت

    بعضی خاک‌ها مناسب ورزش نیستند.

    Some soils are not suitable for farming.

    این اراضی سال‌ها تحت ورزش بوده‌اند.

    These fields have been under cultivation for years.

    اسم
    فونتیک فارسی / varzesh /

    work, profession, craft

    work

    profession

    craft

    (ادبی، قدیمی) کار، شغل

    (فردوسی) شما دیر مانید و خرم بوید / به رامش سوی ورزش خود شوید

    stay here, all of you, and rejoice / and happily go to do your work

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد ورزش

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    بازی نرمش
    مترادف:
    تمرین مشق ممارست
    مترادف:
    اسب‌سواری بسکتبال پرش پیاده‌روی دو شنا فوتبال کشتی والیبال هندبال

    سوال‌های رایج ورزش

    ورزش به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه «ورزش» در زبان انگلیسی به exercise یا sport ترجمه می‌شود.

    این کلمه به فعالیت‌های بدنی گفته می‌شود که برای حفظ یا بهبود سلامت جسم و ذهن انجام می‌گیرد و می‌تواند به شکل‌های متنوعی مانند دویدن، شنا، فوتبال، وزنه‌برداری و غیره انجام شود.

    ورزش نه تنها به تقویت عضلات و بهبود عملکرد قلب و ریه کمک می‌کند، بلکه تاثیر مثبتی روی سلامت روان نیز دارد. انجام منظم ورزش باعث کاهش استرس، افزایش انرژی، بهبود خواب و تقویت اعتماد به نفس می‌شود. از نظر پزشکی، ورزش به پیشگیری و کنترل بیماری‌های مزمن مانند دیابت، فشار خون بالا و چاقی کمک می‌کند و سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند.

    علاوه بر جنبه‌های سلامتی، ورزش نقش مهمی در ایجاد ارتباطات اجتماعی و تقویت مهارت‌های تیمی دارد. ورزش‌های تیمی مانند فوتبال یا والیبال به افراد کمک می‌کند تا همکاری و هماهنگی با دیگران را یاد بگیرند و روحیه رقابت سالم را تجربه کنند. همچنین ورزش حرفه‌ای به عنوان یک صنعت بزرگ در جهان شناخته شده و ورزشکاران مشهور نقش الگوهای انگیزشی را در جامعه ایفا می‌کنند.

    ورزش‌ها انواع مختلفی دارند؛ برخی رقابتی و حرفه‌ای هستند و برخی صرفاً برای تفریح و حفظ سلامتی انجام می‌شوند. حتی در جوامع مختلف، ورزش‌ها و بازی‌های سنتی بخشی از فرهنگ و هویت مردم را شکل می‌دهند. به طور کلی، ورزش عنصری حیاتی برای زندگی سالم، شاداب و فعال به شمار می‌رود.

    ارجاع به لغت ورزش

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «ورزش» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ورزش

    لغات نزدیک ورزش

    • - ورزاندن
    • - ورزاو
    • - ورزش
    • - ورزش با توپ
    • - ورزش خانه
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.