to jinx, to cast an evil eye (on someone)
to jinx
to cast an evil eye
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او همیشه حس میکند که صحبت در مورد ترفیعش، او را چشم میزند.
She always feels that speaking about the promotion will jinx her promotion.
او نمیخواست دوستش را چشم بزند؛ پس حسادتش را در خود نگه داشت.
He didn’t want to cast an evil eye on his friend, so he kept his jealousy to himself.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «چشم زدن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/چشم زدن