آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۴

      اتفاق به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / ettefaagh /

      incident, event, coincidence, accident, happening, happenstance, occurrence, chance, contingent

      incident

      event

      coincidence

      accident

      happening

      happenstance

      occurrence

      chance

      contingent

      رخداد، رویداد
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      این اتفاق پرسش‌هایی را در مورد سخت‌ بودن نظارت‌های بانکی ایجاد می‌کند.

      This incident raises questions about the tightness of the bank's controls.

      استعفای ناگهانی رئیس‌جمهور اتفاق تکان‌دهنده‌ای بود که ملت را در شوک فرو برد.

      The sudden resignation of the president was a world-shaking event that left the nation in shock.

      اسم
      فونتیک فارسی / ettefaagh /

      companionship, company, togetherness

      companionship

      company

      togetherness

      همراهی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      او به اتفاق دو نفر دیگر

      he in companionship with two others

      اتفاق در جامعه قدرت می‌آورد.

      Togetherness in the community brings strength.

      اسم
      فونتیک فارسی / ettefaagh /

      unison, harmony, oneness, unity, union, agreement, alliance, concord, confederation, coalition

      unison

      harmony

      oneness

      unity

      union

      agreement

      alliance

      concord

      confederation

      coalition

      اتحاد، وحدت

      پرندگان با اتفاق در آسمان پرواز کردند.

      The birds flew in unison across the sky.

      اتفاق تیم در موفقیت آن‌ها مشهود بود.

      The oneness of the team was evident in their success.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد اتفاق

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      ائتلاف اتحاد وحدت هم‌آوازی هم‌دستی همدلی همزبانی هم سخنی یکدلی
      مترادف:
      پیشامد تصادف تصادم حادثه رخداد رویداد سانحه سرگذشت عارضه واقعه وقوع
      مترادف:
      اجماع
      مترادف:
      تراضی سازواری

      ارجاع به لغت اتفاق

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «اتفاق» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/اتفاق

      لغات نزدیک اتفاق

      • - اتصالی
      • - اتصالی کردن
      • - اتفاق
      • - اتفاق افتادن
      • - اتفاق بامزه
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      shootaround droop shooting guard salmonella power forward set shot quintet ferment goaltending insular swish sixth man mango stride stop tip off بازخواست کاغذپاره گزیدن اغماض گسیل جوینده حرفه خاندان خصمانه درشت دودمان دیده فراخوان روشنی رغم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.