آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

      رییس به انگلیسی

      توضیحات:

      همچنین در حالت جمع می‌توان از رییسان، رؤسا و رییس‌ها استفاده کرد.

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / rayis /

      chief, head, director, manager, president, chairman, principal, superintendent, administrator, master, boss, prexy

      chief

      head

      director

      manager

      president

      chairman

      principal

      superintendent

      administrator

      master

      boss

      prexy

      مدیر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      او را به‌‌عنوان رییس هیئت نمایندگان ایران برگزیدند.

      He was chosen as the head of the Iranian representation.

      رییسم مرا احضار کرد.

      I was summoned by my boss.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد رییس

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      امیر باشی بزرگ پیشوا زعیم سر سرپرست سردار سردسته سرکرده سرور سید صدر صندید عمید لیدر مافوق مدیر مهتر نقیب
      متضاد:
      مرئوس

      سوال‌های رایج رییس

      رییس به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «رییس» در زبان انگلیسی معادل Boss یا در برخی موقعیت‌ها Manager است. این واژه به فردی اطلاق می‌شود که مسئولیت هدایت، نظارت و تصمیم‌گیری در یک مجموعه، تیم یا سازمان را برعهده دارد. رییس معمولاً کسی است که قدرت اجرایی دارد و نقش او در موفقیت یا شکست یک مجموعه بسیار حیاتی است.

      در محیط کار، رییس کسی است که اهداف کلی را مشخص می‌کند، منابع را مدیریت می‌کند، و بین اعضای تیم هماهنگی ایجاد می‌نماید. اما نقش یک رییس خوب فراتر از دستور دادن است. یک رییس مؤثر باید توانایی گوش دادن، تصمیم‌گیری عادلانه، ایجاد انگیزه در کارکنان و هدایت مجموعه به سوی رشد را داشته باشد. به همین دلیل، بسیاری از افراد میان "رییس بودن" و "رهبر بودن" تفاوت قائل‌اند؛ چراکه یک رهبر الهام‌بخش و حمایت‌گر است، نه صرفاً فرمان‌دهنده.

      از منظر فرهنگی و اجتماعی، تصویر رییس در ذهن مردم متنوع است. در برخی موارد، رییس به عنوان فردی مقتدر، جدی و حتی ترسناک تصور می‌شود، در حالی که در فرهنگ‌های مدرن‌تر، رییس‌ها بیشتر به عنوان حامیان رشد و یادگیری شناخته می‌شوند. در فیلم‌ها و سریال‌ها نیز گاه رییس به صورت فردی خشک و سخت‌گیر و گاه به شکل انسانی دلسوز و راهنما نمایش داده می‌شود.

      در روانشناسی سازمانی، سبک مدیریت رییس می‌تواند به شدت بر رضایت شغلی، بهره‌وری و سلامت روان کارکنان تأثیر بگذارد. رئیسی که به کارکنان خود اعتماد دارد، فضا را برای خلاقیت باز می‌گذارد و بازخورد سازنده ارائه می‌دهد، محیطی امن و مثبت ایجاد می‌کند. در مقابل، رئیسی که کنترل‌گر، بی‌توجه یا ناعادل است، می‌تواند باعث تنش، فرسودگی و ترک شغل شود.


      ارجاع به لغت رییس

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «رییس» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/رییس

      لغات نزدیک رییس

      • - ریه آهنین
      • - ریه البحر
      • - رییس
      • - رییس آتش نشانی
      • - رییس اداره آموزش دانشگاه
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      gore rotatory pretzel mammatus pie chart wheedle hematocrit stoichiometry frump seafaring in demand concur jaggery used to diametrically چرب اثنی‌عشر انگلستان روماتیسم مفصلی بدهکار کوله‌پشتی مسیر مشمئز کننده مطالبه معادل معلومات معمار ملتمسانه منافع منان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.