آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

سری به انگلیسی

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / seri /

series, set, family, succession, suite, edition, battery

series

set

family

succession

suite

edition

battery

مجموعه، رشته

سری اول این اتومبیل‌های مجلل

the first edition of these luxury cars

یک سری تمبر جدید

a series of new stamps

صفت
فونتیک فارسی / serri /

clandestine, mysterious, secret, arcane, confidential, undercover, backstairs, classified, underground, occult, cryptic, hidden, esoteric

clandestine

mysterious

secret

arcane

confidential

undercover

backstairs

classified

underground

occult

cryptic

hidden

esoteric

مخفی، محرمانه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

بخش عملیات سری اداره‌ی ضدجاسوسی

the secret operations branch of the counterespionage office

مأمور سری

a confidential agent

نمونه‌جمله‌های بیشتر

ایستگاه رادیوی سری

a clandestine radio station

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد سری

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
متضاد:
مترادف:
مترادف:
مترادف:
مترادف:
مترادف:
مترادف:
مترادف:
ردیفی غیرمتوازی

ارجاع به لغت سری

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «سری» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/سری

لغات نزدیک سری

پیشنهاد بهبود معانی