آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۸ تیر ۱۴۰۵

      سقط به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / seght /

      fall, miscarriage

      fall

      miscarriage

      افتادن
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      پزشک برای برداشتن بافت‌های باقی‌مانده پس‌از سقط جنین، کورتاژ انجام داد.

      The doctor performed a curettage to remove the remaining tissue after the miscarriage.

      پژوهش‌ مهری درباره‌ی علل سقط جنین

      Mehri's research into the causes of miscarriage

      صفت
      فونتیک فارسی / saghat /

      dead, junk, junky, trashy, worthless, scrappy

      dead

      junk

      junky

      trashy

      worthless

      scrappy

      مرده، اسقاط‌شده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      ماشین توسط مکانیک سقط شناخته شد و او آن را با قیمت کم فروخت.

      The car was considered junk by the mechanic, so he sold it for a low price.

      آن‌ها امروز خودروی سقط را به آهن‌پاره‌فروشی بردند.

      They towed the junky car to the scrapyard this morning.

      اسم
      فونتیک فارسی / saghat /

      قدیمی error, mistake

      error

      mistake

      اشتباه، خطا

      آن سقط منجر به نتایج نادرست شد.

      The error led to wrong results.

      او بابت آن سقط عذرخواهی کرد.

      He apologized for the mistake.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      این سقط ازجانب من بود.

      That was an error on my part.

      در حین انتقال یک سقط رخ داد.

      An error occurred during the transfer.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد سقط

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      صفت
      مترادف:
      اندک کم کم‌ارزش
      مترادف:
      گوشه ناحیه
      مترادف:
      خطا سهو غلط لغزش اشتباه
      مترادف:
      دشنام سخن‌زشت فحش ناسزا
      مترادف:
      تباه ضایع نابود
      مترادف:
      درگذشتن مردن هلاک شدن
      مترادف:
      بی‌مقدار خوار زبون نبهره فرومایه
      مترادف:
      رسوایی فضیحت
      مترادف:
      پاره‌خشت پاره‌آجر
      مترادف:
      جنین‌افکنی

      ارجاع به لغت سقط

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «سقط» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/سقط

      لغات نزدیک سقط

      • - سقراطی
      • - سقز
      • - سقط
      • - سقط‌آور
      • - سقط‌جنین
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      durkheim dwindle easy come, easy go easy does it! eating disorder costume ecologist edge away from (or toward) edification eleusis eleven endowed energized endurance energizing روان سست شکلات آرد نخودچی آواز خواندن اثر هاله‌ای قابل اداره ادیبان ارتباط غیرکلامی تخته‌گوشت ارثیه‌ی خانوادگی خاکشیر ازنظر ساختار اقتباس‌شده تورق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.