envy, emulation, envying, begrudging, rueing
envy
emulation
envying
begrudging
rueing
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
غبطهی او به مهارتهای همکارش باعث شد که پیشرفت کند.
Her emulation of her colleague’s skills motivated her to improve.
او با غبطه به ماشین جدید دوستش نگاه کرد.
She looked at her friend's new car with envy.
شکل درست و معیار «غبطه» است.
«غبطه» واژهای عربیتبار است که در فارسی به معنی حسرت، حسرت خوردن، یا آرزوی چیزی که دیگری دارد به کار میرود. این کلمه در متون ادبی، رسمی و گفتاری به همین شکل نوشته میشود.
شکل «قبطه» نادرست است و در زبان فارسی معیار پذیرفته نیست.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «غبطه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/غبطه