آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۴

    محوطه به انگلیسی

    معنی

    فونتیک فارسی / mohavvate /

    enclosure, precincts, yard

    enclosure

    precincts

    yard

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد محوطه

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    حیطه فضا میدان ساحت
    مترادف:
    حیاط صحن
    مترادف:
    زمین‌نامحصور

    سوال‌های رایج محوطه

    محوطه به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «محوطه» در زبان انگلیسی به enclosure، yard یا در برخی موارد compound ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی محوطه به فضایی مشخص و محدود اطلاق می‌شود که مرزهای آن به‌گونه‌ای معین شده و از محیط پیرامونش قابل تفکیک است. این محدوده می‌تواند طبیعی یا ساخته‌ی دست انسان باشد و کارکردهای گوناگونی داشته باشد. محوطه ممکن است یک حیاط ساده در خانه، یک فضای باز در مدرسه، یا محوطه‌ی وسیعی در یک مجموعه‌ی باستانی باشد. آنچه در همه‌ی این موارد مشترک است، وجود مرز و تعریف فضایی مشخص است که محوطه را از محیط‌های دیگر متمایز می‌سازد.

    از منظر معماری و شهرسازی، محوطه بخشی از فضاهای کالبدی است که نقش مهمی در سازمان‌دهی و شکل‌دهی به کاربری‌ها دارد. محوطه‌های آموزشی، ورزشی یا تفریحی، همگی با هدفی خاص طراحی می‌شوند و تأثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی و تعاملات انسانی دارند. به عنوان مثال، محوطه‌ی یک دانشگاه نه تنها فضای عبور و مرور دانشجویان است، بلکه محل شکل‌گیری ارتباطات اجتماعی و فرهنگی آنان نیز به شمار می‌رود. طراحی مناسب این فضاها می‌تواند به ارتقای تعاملات مثبت و افزایش بهره‌وری محیطی منجر شود.

    در حوزه‌ی باستان‌شناسی، محوطه اصطلاحی کلیدی است که به مناطق خاصی اشاره دارد که آثار و شواهد تاریخی در آن کشف می‌شود. محوطه‌های باستانی اغلب حاوی بقایای معماری، ابزارها، یا نشانه‌های تمدن‌های پیشین هستند. مطالعه‌ی این محوطه‌ها امکان بازسازی بخشی از تاریخ و فرهنگ گذشتگان را فراهم می‌سازد. در این معنا، محوطه نه تنها یک فضای جغرافیایی، بلکه گنجینه‌ای از هویت تاریخی و فرهنگی محسوب می‌شود.

    از منظر اجتماعی و کاربرد روزمره، محوطه نقش مهمی در سازمان‌دهی روابط انسانی دارد. محوطه‌های عمومی همچون پارک‌ها یا میدان‌ها مکان‌هایی هستند که مردم در آن گرد هم می‌آیند، تعامل می‌کنند و به فعالیت‌های جمعی می‌پردازند. وجود چنین فضاهایی در بافت شهری باعث افزایش سرزندگی و پویایی جامعه می‌شود. حتی محوطه‌های کوچک‌تر مانند حیاط خانه نیز نقشی اساسی در کیفیت زندگی روزمره دارند، چرا که محلی برای استراحت، بازی یا دورهمی‌های خانوادگی فراهم می‌سازند.

    محوطه مفهومی است که ترکیبی از مرزهای فیزیکی و کارکردهای انسانی را در بر دارد. این واژه بیانگر فضایی است که می‌تواند همزمان نقش پناهگاه، محل تعامل یا حافظه‌ی تاریخی داشته باشد. محوطه‌ها با وجود ظاهر ساده‌شان، همواره حامل معناهایی فراتر از مرزهایشان هستند؛ معناهایی که از ارتباط انسان با فضا و تاریخ شکل می‌گیرند. به همین دلیل، مطالعه و توجه به محوطه‌ها، چه در زندگی روزمره و چه در عرصه‌های علمی و فرهنگی، اهمیتی دوچندان دارد.

    ارجاع به لغت محوطه

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «محوطه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/محوطه

    لغات نزدیک محوطه

    • - محوری
    • - محوسازی
    • - محوطه
    • - محوطه اردوگاه
    • - محوطه اطراف انبار روستایی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.