آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۴

      هوا به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / havaa /

      air, aero-, aer-

      air

      aero-

      aer-

      گاز موجود در جو

      اسبابی برای ارزیابی رطوبت هوا

      an instrument for the estimation of air humidity

      هوازیست‌شناسی نقش مهمی در درک گسترش بیماری‌ها ازطریق هوا دارد.

      Aerobiology plays a crucial role in understanding the spread of diseases through the air.

      اسم
      فونتیک فارسی / havaa /

      the air, sky

      the air

      sky

      آسمان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      ماشینی که در هوا پرواز می‌کند.

      A machine that flies through the air.

      برای لحظه‌ای عقاب در هوا معلق ماند.

      For a minute the eagle hung poised in the sky.

      اسم
      فونتیک فارسی / havaa /

      a bit, a little, somewhat, to some extent

      a bit

      a little

      somewhat

      to some extent

      مقداری

      او یک هوا نمک به سوپ اضافه کرد.

      She added a bit of salt to the soup.

      من به یک هوا آب تمیز نیاز دارم.

      I need a little of the fresh water.

      اسم
      فونتیک فارسی / havaa /

      watchfulness, alertness

      watchfulness

      alertness

      مراقبت

      والدین باید همیشه هوای فرزندان خود را داشته باشند.

      Parents should always maintain watchfulness over their children.

      هوا داشتن او نسبت به تغییرات محیط، تیم را نجات داد.

      Her alertness to changes in the environment saved the team.

      اسم
      فونتیک فارسی / havaa /

      nostalgia, being nostalgic (about something), missing, craving, caprice, whim

      nostalgia

      being nostalgic

      missing

      craving

      caprice

      whim

      هوس، آرزو

      او ناگهان هوای خانه‌ی کودکی‌اش را کرد.

      She felt a sudden nostalgia for her childhood home.

      من هوای آن روزهایی را کردم که کنار دریا بودیم.

      I felt a missing for the days we spent by the seaside.

      اسم
      فونتیک فارسی / havaa /

      intention, purpose

      intention

      purpose

      منظور

      به هوای کمک به تمام نیازمندان بود.

      Her intention was to help everyone in need.

      آموزش به هوای توانمندسازی افراد است.

      The purpose of education is to empower individuals.

      اسم
      فونتیک فارسی / havaa /

      (the) weather, atmosphere, climate, clime, conditions

      weather

      atmosphere

      climate

      clime

      conditions

      وضعیت جوی

      دیروز هوا آرام بود ولی امروز طوفانی است.

      Yesterday, the weather was calm but today it is windy.

      دانشمندان دلیل قاطعی ارائه کردند که نشان می‌دهد آب‌وهوا درحال تغییر است.

      Scientists presented irrefutable proof that the climate is changing.

      اسم
      فونتیک فارسی / havaa /

      condition(s), situation

      condition

      situation

      وضعیت

      هوا بر احساس ما در بیرون تأثیر می‌گذارد.

      The condition affects how we feel outside.

      باید برای هر تغییر ناگهانی در هوا آماده باشیم.

      We should prepare for any sudden changes in the situation.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد هوا

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      آتمسفر اقلیم جو
      مترادف:
      شهوت هوس هوی
      مترادف:
      میل ولع
      مترادف:
      دم
      مترادف:
      آسمان فضا

      سوال‌های رایج هوا

      هوا به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «هوا» در زبان انگلیسی به Air ترجمه می‌شود.

      هوا به مخلوطی از گازها گفته می‌شود که اطراف زمین را فرا گرفته و برای حیات تمامی موجودات زنده ضروری است. این مخلوط عمدتاً شامل نیتروژن (حدود ۷۸ درصد)، اکسیژن (حدود ۲۱ درصد)، آرگون، دی‌اکسیدکربن و سایر گازهای کم‌حجم است. اکسیژن موجود در هوا برای تنفس انسان‌ها، حیوانات و بسیاری از گیاهان حیاتی است.

      هوا علاوه بر تامین اکسیژن، نقش مهمی در تنظیم دمای زمین دارد و به عنوان یک لایه محافظ در برابر تشعشعات مضر خورشید عمل می‌کند. همچنین، جریان‌های هوایی عامل شکل‌گیری باد و تغییرات آب و هوایی هستند که بر محیط زیست، کشاورزی و زندگی روزمره انسان‌ها تاثیر می‌گذارند.

      از نظر علمی، مطالعه‌ی هوا و ویژگی‌های آن در شاخه‌ای از علوم به نام «اقلیم‌شناسی» و «علم هواشناسی» انجام می‌شود که به بررسی شرایط جوی، پیش‌بینی آب و هوا و تاثیرات آن می‌پردازند.

      هوای پاک و سالم برای سلامت انسان اهمیت فراوانی دارد؛ آلودگی هوا می‌تواند منجر به بیماری‌های تنفسی، قلبی و مشکلات جدی سلامتی شود. به همین دلیل حفظ کیفیت هوا و کاهش آلودگی‌ها به عنوان یکی از مهم‌ترین اهداف محیط زیستی جهان شناخته می‌شود.

      ارجاع به لغت هوا

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «هوا» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/هوا

      لغات نزدیک هوا

      • - هو داشتن
      • - هو و جنجال
      • - هوا
      • - هوا ـ فضا
      • - هوا آشوب
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.