visible, looming, appearing, manifesting
visible
looming
appearing
manifesting
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
پدید در افق نشاندهندهی طوفان نزدیک بود.
The visible on the horizon indicated the approaching storm.
پدید ستارگان جدید در آسمان شگفتانگیز است.
The appearing of new stars in the sky is fascinating.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «پدید» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پدید