آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

پدید به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / padid /

visible, looming, appearing, manifesting

visible

looming

appearing

manifesting

مشهود، معلوم، نمایان

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

پدید در افق نشان‌دهنده‌ی طوفان نزدیک بود.

The visible on the horizon indicated the approaching storm.

پدید ستارگان جدید در آسمان شگفت‌انگیز است.

The appearing of new stars in the sky is fascinating.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد پدید

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

ارجاع به لغت پدید

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «پدید» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پدید

لغات نزدیک پدید

پیشنهاد بهبود معانی