آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ خرداد ۱۴۰۳

      GI

      ˌdʒiː ˈaɪ ˌdʒiː ˈaɪ

      شکل جمع:

      gis

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت در حالت جمع: GI's

      GI در معنای دوم مخفف لغت glycaemic index، در معنای سوم مخفف gastrointestinal و در معنای آخر مخفف gill است.

      معنی GI | جمله با GI

      adjective noun countable informal

      (مربوط به) سرباز (ارتش آمریکا)

      The GI strode confidently through the war-torn streets.

      سرباز بی‌پروا در خیابان‌های جنگ‌زده قدم زد.

      A weary GI sat by the campfire, lost in thought.

      یک سرباز خسته کنار آتش نشسته بود و در فکر فرو رفته بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The GI uniform was neat.

      لباس سربازی مرتب بود.

      abbreviation singular

      شاخص گلایسمی، شاخص قند خون

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      GI of foods indicates their impact on blood sugar levels.

      شاخص گلایسمی غذاها نشان‌دهنده‌ی تأثیر آن‌ها بر سطح قند خون است.

      Monitoring the GI of meals is crucial for diabetic individuals.

      نظارت بر شاخص گلایسمی وعده‌های غذایی برای افراد دیابتی بسیار مهم است.

      abbreviation adjective

      پزشکی وابسته به دستگاه گوارش، گوارشی، معده‌ای-روده‌ای

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      The GI surgeon was highly skilled.

      جراح دستگاه گوارش بسیار ماهر بود.

      He suffered from a chronic GI condition.

      او از یک بیماری مزمن گوارشی رنج می‌برد.

      abbreviation

      جانورشناسی آبشش

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The fish uses its gi to extract oxygen from the water.

      این ماهی از آبشش خود برای دریافت اکسیژن از آب استفاده می‌کند.

      The frog's gis rapidly moved.

      آبشش‌های قورباغه به‌سرعت حرکت می‌کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد GI

      1. noun government issue; soldier
        Synonyms:
        soldier serviceperson gi joe army personnel enlisted person doughboy

      سوال‌های رایج GI

      شکل جمع GI چی میشه؟

      شکل جمع GI در زبان انگلیسی GIs است.

      ارجاع به لغت GI

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «GI» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gi

      لغات نزدیک GI

      • - ghq
      • - ghz
      • - GI
      • - gi joe
      • - giant
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      fund hang gliding burst into Pres vertical sore go to college, school, university board of directors vein wonder homogeneous tuple wedding surplus Dardanelles داستان‌نویس در صورت امکان در چه شرایطی درازنشست درختچه درد دل کردن دروغین دریاچه در حقیقت دست تکان دادن دست دادن دشت موز ونزوئلا نارون
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.