فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Absentee

ˌæbsnˈtiː ˌæbsnˈtiː
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    absentees

معنی و نمونه‌جمله

  • noun
    مالک غایب، غایب، مفقودالاثر، شخص غایب
    • - Absentee landlord.
    • - مالکی که در ملک خود زندگی نمی‌کند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد absentee

  1. adjective not being present
    Synonyms: absent,distant, oblivious, remote

لغات هم‌خانواده absentee

ارجاع به لغت absentee

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «absentee» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/absentee

لغات نزدیک absentee

پیشنهاد بهبود معانی