Bachelor

ˈbætʃlər ˈbætʃələ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    bachelors

معنی‌ها و نمونه‌جمله

  • noun countable
    (مرد) بدون زن، عزب، مجرد، مرد بی‌زن
    • - a bachelor flat
    • - آپارتمان تک‌نفره
  • noun countable
    (در دانشگاه) لیسانس، کارشناسی (bachelor's degree هم می‌گویند)
  • noun countable
    (در دانشگاه) لیسانسیه، کارشناس
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد bachelor

  1. noun unmarried man or woman
    Synonyms: available, celibate, single, single person, stag, unattached
    Antonyms: groom, husband, spouse

ارجاع به لغت bachelor

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bachelor» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/bachelor

لغات نزدیک bachelor

پیشنهاد بهبود معانی