جای کسی بودن، در موقعیت یا شرایط کسی بودن، خود را جای کسی گذاشتن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Try to put yourself in my shoes before judging me.
قبلاز اینکه قضاوتم کنی، خودت را جای من بگذار.
He’s in his father’s shoes now, running the company during a financial crisis.
او حالا در شرایط پدرش قرار دارد و در دوران بحران مالی شرکت را اداره میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «be in someone's shoes» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/be-in-someones-shoes