صفت تفضیلی:
more chronologicalصفت عالی:
most chronologicalهمچنین میتوان از chronologic بهجای chronological استفاده کرد.
بهترتیب زمانی، بهترتیب وقوع، بهترتیب تاریخی، دارای تسلسل تاریخی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Please arrange these historical documents in chronological order, from the oldest to the most recent.
لطفاً این اسناد تاریخی را بهترتیب زمانی، از قدیمیترین تا جدیدترین، مرتب کنید.
Students are required to present a chronological account of the key developments in early modern philosophy, highlighting the causal relationships between different schools of thought.
دانشجویان ملزم به ارائهی یک گزارش بهترتیب وقوع از تحولات کلیدی در فلسفهی مدرن اولیه هستند و روابط علّی بین مکاتب فکری مختلف را برجسته میکنند.
List them chronologically (not alphabetically).
آنها را بهترتیب زمانی (و نه بهترتیب حروف الفبا) فهرست کنید.
His chronological age is ten but his mental age is only five.
سن تقویمی او ده سال ولی سن عقلی او فقط پنج سال است.
chronological order
ترتیب زمانی
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «chronological» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/chronological