Progressive

prəˈɡresɪv prəˈɡresɪv
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more progressive
  • صفت عالی:

    most progressive

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun adjective C1
مترقی، ترقی خواه، تصاعدی، جلو رونده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
- progressive changes
- تغییرات پیایی
- progressive decline
- زوال تدریجی
- some of the progressive groups in our society
- برخی از گروه‌های پیشرفت‌گرای جامعه‌ی ‌ما
- progressive educational methods
- روش‌های آموزشی پیشرو
- "he is working" is progressive.
- «او دارد کار می‌کند» استمراری است.
- a progressive disease
- بیماری پیش رونده
نمونه‌جمله‌های بیشتر
adjective
اقتصاد وابسته به مالیات تصاعدی link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

مشاهده
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد progressive

  1. adjective liberal; growing
    Synonyms:
    developing increasing advanced modern broad tolerant dynamic gradual continuing escalating intensifying onward open-minded wide enlightened forward-looking up-to-date advancing ongoing left broad-minded accelerating enterprising graduated go-ahead up-and-coming reformist radical bleeding-heart left of center revolutionary lenient continuous avant-garde
    Antonyms:
    moderate conservative

لغات هم‌خانواده progressive

  • adjective
    progressive

ارجاع به لغت progressive

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «progressive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/progressive

لغات نزدیک progressive

پیشنهاد بهبود معانی