آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ مهر ۱۴۰۵

      Broad

      brɒːd brɔːd

      شکل جمع:

      broads

      صفت تفضیلی:

      broader

      صفت عالی:

      broadest

      معنی broad | جمله با broad

      adjective B1

      پهن، وسیع، گشاد، فراخ

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      A broad street often facilitates urban traffic flow.

      خیابان پهن اغلب جریان ترافیک شهری را تسهیل می‌کند.

      a tall man with broad shoulders

      مردی قدبلند با شانه‌های پهن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a broad smile

      لبخندی گشاد

      a broad street

      خیابان پهن

      with a broad grin

      با نیش گشاد

      adjective B1

      عریض، پهناور، گسترده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      Arvand river is broad.

      اروندرود عریض است.

      Urban planning requires a broad perspective on infrastructure.

      برنامه‌ریزی شهری نیازمند دیدگاهی گسترده در مورد زیرساخت است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      broad prairies

      دشت‌های پهناور

      the broad expanse of the sea

      گستره‌ی پهناور دریا

      This artist has a broad range of interests.

      این هنرمند علایق گسترده‌ای دارد.

      broad-minded

      گسترده‌نگر، روشنفکر

      adjective B1

      ‫کلی‬، غیرجزئی

      The research provides a broad overview of the subject.

      این تحقیق یک نمای کلی از موضوع ارائه می‌دهد.

      We discussed the broad outline of the plan.

      ما درباره‌ی کلیات طرح صحبت کردیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the broad policy objectives of the government

      هدف‌های کلی سیاست خارجی دولت

      a broad outline

      خلاصه‌ی کلی

      adjective B2

      زبان‌شناسی غلیظ (در مورد لهجه)

      Her broad accent was hard to understand.

      لهجه‌ی غلیظ او به‌سختی قابل درک بود.

      Despite her broad accent, her ideas were clear.

      باوجود لهجه‌ی غلیظش، ایده‌هایش واضح بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a broad Kashy accent

      لهجه‌ی کاشی غلیظ

      adjective C1

      واضح، آشکار، مشخص، پیدا، غیرظریف (اغلب برای توصیف طنز یا شوخی)

      His broad humor always makes me laugh.

      طنز آشکارش همیشه مرا می‌خنداند.

      Students often struggle with broad, unsubstantiated claims.

      دانشجویان اغلب با ادعاهای واضح و بی‌اساس مشکل دارند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a broad hint

      اشاره‌ای واضح

      a broad joke

      شوخی خارج از نزاکت

      noun countable C2

      انگلیسی آمریکایی ناپسند زنیکه، ضعیفه

      That broad always complains about everything.

      اون زنیکه همیشه از همه‌چی شکایت می‌کنه.

      He was with some broad at the bar.

      اون با یه زنیکه توی کافه بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Such informal terms, like 'broad,' are often derogatory.

      چنین اصطلاحات غیررسمی، مثل «ضعیفه»، اغلب تحقیرآمیز هستند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد broad

      1. adjective wide physically
        Synonyms:
        large full wide spacious ample roomy extensive deep thick vast immense expansive extended outspread outstretched widespread squat splay voluminous latitudinous generous capacious
        Antonyms:
        small narrow
      1. adjective extensive
        Synonyms:
        wide general extensive widespread inclusive comprehensive extended far-reaching sweeping unlimited universal expansive wide-ranging all-inclusive all-embracing copious ubiquitous encyclopedic far-flung undetailed nonspecific scopic
        Antonyms:
        small narrow
      1. adjective full, obvious
        Synonyms:
        clear obvious plain open apparent explicit straightforward unequivocal undisguised
        Antonyms:
        empty restricted
      1. adjective liberal-minded
        Synonyms:
        open-minded open tolerant progressive unbiased advanced permissive experienced cultivated radical
        Antonyms:
        close-minded small-minded
      1. adjective vulgar
        Synonyms:
        improper dirty indecent coarse gross unrefined vulgar suggestive low-minded wicked racy risqué saucy spicy off-color blue smutty indelicate unrestrained salty purple
      1. noun a woman
        Synonyms:
        woman lady girl female miss gal dame doll chick babe honey lassie sweet thing skirt dish bimbo moll tootsie floozy doxy

      Collocations

      broad daylight

      1- روز روشن

      a broad education

      تحصیلات گسترده (در چند رشته)

      broad hint

      اشاره واضح، کنایه آشکار

      broad hips

      باسن پهن

      broad shoulders

      شانه‌های پهن

      Collocations بیشتر

      broad outline

      کلیات، طرح کلی

      broad avenue

      خیابان وسیع / بلوار عریض

      broad accent

      لهجه غلیظ

      broad generalisation

      تعمیم کلی، کلی‌گویی

      broad range

      دامنه وسیع، طیف گسترده

      broad smile

      لبخند پهن، لبخند گشاده

      in broad agreement

      در توافق کلی

      Idioms

      broad daylight

      روز روشن

      2- آشکار

      سوال‌های رایج broad

      شکل جمع broad چی میشه؟

      شکل جمع broad در زبان انگلیسی broads است.

      صفت تفضیلی broad چی میشه؟

      صفت تفضیلی broad در زبان انگلیسی broader است.

      صفت عالی broad چی میشه؟

      صفت عالی broad در زبان انگلیسی broadest است.

      ارجاع به لغت broad

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «broad» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/broad

      لغات نزدیک broad

      • - broach to
      • - broacher
      • - broad
      • - broad accent
      • - broad arrow
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.