۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
شکل جمع:
broadsصفت تفضیلی:
broaderصفت عالی:
broadestپهن، وسیع، گشاد، فراخ
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
A broad street often facilitates urban traffic flow.
خیابان پهن اغلب جریان ترافیک شهری را تسهیل میکند.
a tall man with broad shoulders
مردی قدبلند با شانههای پهن
a broad smile
لبخندی گشاد
a broad street
خیابان پهن
with a broad grin
با نیش گشاد
عریض، پهناور، گسترده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Arvand river is broad.
اروندرود عریض است.
Urban planning requires a broad perspective on infrastructure.
برنامهریزی شهری نیازمند دیدگاهی گسترده در مورد زیرساخت است.
broad prairies
دشتهای پهناور
the broad expanse of the sea
گسترهی پهناور دریا
This artist has a broad range of interests.
این هنرمند علایق گستردهای دارد.
broad-minded
گستردهنگر، روشنفکر
کلی، غیرجزئی
The research provides a broad overview of the subject.
این تحقیق یک نمای کلی از موضوع ارائه میدهد.
We discussed the broad outline of the plan.
ما دربارهی کلیات طرح صحبت کردیم.
the broad policy objectives of the government
هدفهای کلی سیاست خارجی دولت
a broad outline
خلاصهی کلی
زبانشناسی غلیظ (در مورد لهجه)
Her broad accent was hard to understand.
لهجهی غلیظ او بهسختی قابل درک بود.
Despite her broad accent, her ideas were clear.
باوجود لهجهی غلیظش، ایدههایش واضح بود.
a broad Kashy accent
لهجهی کاشی غلیظ
واضح، آشکار، مشخص، پیدا، غیرظریف (اغلب برای توصیف طنز یا شوخی)
His broad humor always makes me laugh.
طنز آشکارش همیشه مرا میخنداند.
Students often struggle with broad, unsubstantiated claims.
دانشجویان اغلب با ادعاهای واضح و بیاساس مشکل دارند.
a broad hint
اشارهای واضح
a broad joke
شوخی خارج از نزاکت
انگلیسی آمریکایی ناپسند زنیکه، ضعیفه
That broad always complains about everything.
اون زنیکه همیشه از همهچی شکایت میکنه.
He was with some broad at the bar.
اون با یه زنیکه توی کافه بود.
Such informal terms, like 'broad,' are often derogatory.
چنین اصطلاحات غیررسمی، مثل «ضعیفه»، اغلب تحقیرآمیز هستند.
1- روز روشن
تحصیلات گسترده (در چند رشته)
اشاره واضح، کنایه آشکار
باسن پهن
شانههای پهن
کلیات، طرح کلی
خیابان وسیع / بلوار عریض
لهجه غلیظ
تعمیم کلی، کلیگویی
دامنه وسیع، طیف گسترده
لبخند پهن، لبخند گشاده
در توافق کلی
شکل جمع broad در زبان انگلیسی broads است.
صفت تفضیلی broad در زبان انگلیسی broader است.
صفت عالی broad در زبان انگلیسی broadest است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «broad» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/broad