آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ آذر ۱۴۰۲

      Clamshell

      ˈklæmˌʃɛl ˈklæmʃɛl

      معنی clamshell | جمله با clamshell

      noun countable

      کفه‌ی صدف

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The children collected clamshells along the beach.

      بچه‌ها در کنار ساحل کفه‌های صدف را جمع کردند.

      The scientist studied the growth patterns on the inside of the clamshell to learn more about its life.

      این دانشمند الگوهای رشد داخل کفه‌ی صدف را مطالعه کرد تا درباره‌ی زندگی آن بیشتر بداند.

      noun countable

      چنگک (دستگاه خاک‌برداری)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The construction workers used a clamshell to remove debris.

      کارگران ساختمانی از چنگک برای برداشتن بقایا استفاده کردند.

      The operator maneuvered the clamshell with precision.

      اپراتور چنگک را با دقت حرکت داد.

      adjective

      تاشو (مانند صدف و لولادار)

      The new smartphone model features a clamshell design, allowing it to easily open and close.

      مدل جدید گوشی هوشمند از طراحی تاشو برخوردار است که به آن اجازه می‌دهد به‌راحتی باز و بسته شود.

      The clamshell packaging kept the fragile items safe during shipping.

      بسته‌بندی تاشو اقلام شکننده را در طول حمل‌ونقل سالم نگه می‌دارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد clamshell

      1. noun a dredging bucket with hinges like the shell of a clam
        Synonyms:
        grapple

      ارجاع به لغت clamshell

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «clamshell» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clamshell

      لغات نزدیک clamshell

      • - clampdown
      • - clams casino
      • - clamshell
      • - clan
      • - clandestine
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      binge eating double agent approximate approximant disseminator carry propagation inflect paternalism inti manner pompadour illogical immethodical cash office importantly مچ میل قلاب بافی ناپیدا ناپسند ناخن گرفتن نارو زدن ناغافل نامحسوس نامه بر نستوه به طور دقیق به طور موثر به طور چشمگیر بهشتی بوی بد دهان
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.