فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Demolition

ˌdeməˈlɪʃn ˌdeməˈlɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun adjective
    ویرانی، خرابی، ویران‌سازی، انهدام، تخریب
    • - a demolition crew
    • - گروه ویرانگر، گروه تخریب (که کار آن خراب کردن بناهای ناخواسته است)
    • - The bomb caused the complete demolition of the hospital.
    • - بمب موجب تخریب کامل بیمارستان شد.
    • - demolition bomb
    • - بمب ویرانگر
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد demolition

  1. noun destruction
    Synonyms: annihilation, bulldozing, explosion, extermination, knocking down, leveling, razing, wrecking
    Antonyms: building, construction, fixing, production, repair

ارجاع به لغت demolition

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «demolition» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/demolition

لغات نزدیک demolition

پیشنهاد بهبود معانی