آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ خرداد ۱۴۰۵

      Descending

      dɪˈsendɪŋ dɪˈsendɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      descended

      شکل سوم:

      descended

      سوم‌شخص مفرد:

      descends

      معنی descending | جمله با descending

      adjective

      پزشکی کالبدشناسی پایین‌رونده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The descending aorta carries oxygenated blood from the heart down through the chest and abdomen.

      آئورت پایین‌رونده خون اکسیژن‌دار را از قلب به‌سمت پایین از قفسه‌ی سینه و شکم منتقل می‌کند.

      A tumor was found near the descending colon during the colonoscopy.

      در حین کولونوسکوپی توموری در نزدیکی کولون پایین‌رونده یافت شد.

      adjective

      نزولی، کاهشی، روبه‌پایین

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The descending order lists the largest numbers first.

      ترتیب نزولی بزرگ‌ترین اعداد را در ابتدا قرار می‌دهد.

      Stock prices showed a descending trend this quarter.

      قیمت سهام در این فصل روند نزولی داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد descending

      1. adjective moving or sloping down
        Synonyms:
        downward descendent
      1. verb to lower oneself
        Synonyms:
        lowering sinking stooping
      1. verb to descend figuratively
        Synonyms:
        worsening declining deteriorating degenerating sinking retrograding atrophying
      1. verb to have hereditary derivation
        Synonyms:
        deriving issuing springing
      1. verb come as if by falling
        Synonyms:
        falling dropping slipping sliding slumping stumbling tripping dipping sinking declining settling alighting lighting plunging pitching tumbling toppling dismounting disembarking stooping precipitating plummeting penetrating sloping swooping submerging
        Antonyms:
        rising climbing ascending increasing mounting
      1. verb come from; be connected by a relationship of blood, for example
        Synonyms:
        coming originating deriving falling landing lowering inclining declining dropping dipping sloping pitching sinking diving penetrating stooping deigning condescending
      1. adjective coming down or downward
        Antonyms:
        ascending

      سوال‌های رایج descending

      گذشته‌ی ساده descending چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده descending در زبان انگلیسی descended است.

      شکل سوم descending چی میشه؟

      شکل سوم descending در زبان انگلیسی descended است.

      سوم‌شخص مفرد descending چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد descending در زبان انگلیسی descends است.

      ارجاع به لغت descending

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «descending» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/descending

      لغات نزدیک descending

      • - descended
      • - descender
      • - descending
      • - descending aorta
      • - descending order
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.