آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Drying

      گذشته‌ی ساده:

      dried

      شکل سوم:

      dried

      سوم‌شخص مفرد:

      dries

      معنی drying | جمله با drying

      noun uncountable A2

      خشکانش، خشک شدن (فرایند تغییر دادن ماده‌ی پوششی از حالت مایع به جامد با تبخیر حلال‌ها یا ایجاد واکنش‏‌های فیزیکی-شیمیایی یا هر دو)

      the drying of the flowers in the sun

      خشکانش گل‌ها در آفتاب

      The drying of the clothes on the clothesline was taking longer than expected due to the cloudy weather.

      خشک شدن لباس روی بند رخت به دلیل هوای ابری بیشتر از حد انتظار طول کشید.

      adjective

      خشک‌کننده، خشک‌کن، خشک‌شونده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The drying winds of the desert made it difficult to stay hydrated.

      بادهای خشک‌کننده‌ی بیابان، هیدراته ماندن را دشوار می‌کرد.

      drying chamber

      محفظه‌ی خشک‌کن

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      drying fatty acid

      اسید چرب خشک‌شونده

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد drying

      1. verb to cause to become dry
        Synonyms:
        dehydrating evaporating draining exhausting withering shrivelling desiccating parching scorching searing emptying wiping blotting sponging hardening setting dulling condensing concentrating caking congealing indurating petrifying baring concreting
      1. verb remove the moisture from and make dry
        Synonyms:
        dehydrating desiccating shrivelling wilting
        Antonyms:
        wetting watering soaking dampening
      1. adjective
        Synonyms:
        evaporative

      سوال‌های رایج drying

      گذشته‌ی ساده drying چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده drying در زبان انگلیسی dried است.

      شکل سوم drying چی میشه؟

      شکل سوم drying در زبان انگلیسی dried است.

      سوم‌شخص مفرد drying چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد drying در زبان انگلیسی dries است.

      ارجاع به لغت drying

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «drying» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/drying

      لغات نزدیک drying

      • - dryden
      • - dryer
      • - drying
      • - drying oil
      • - drylot
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.