آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Elective

      ɪˈlektɪv ɪˈlektɪv

      شکل جمع:

      electives

      معنی elective | جمله با elective

      adjective

      انتخابی، اختیاری، غیراورژانسی (مربوط به درمان پزشکی‌ای که بیمار زمان انجام آن را انتخاب می‌کند)

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      Doctors recommend stopping certain medications before elective surgeries.

      پزشکان توصیه می‌کنند پیش از جراحی‌های انتخابی، مصرف برخی داروها را قطع کنید.

      The hospital postponed all elective operations due to the pandemic.

      بیمارستان به‌دلیل همه‌گیری، تمام جراحی‌های غیراورژانسی را به تعویق انداخت.

      adjective

      گزینشی، انتخابی (سیستم یا موقعیتی که بر پایه‌ی رأی‌گیری انتخاب می‌شود)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      Some positions were hereditary and others were elective.

      برخی از مقام‌ها موروثی و برخی دیگر انتخابی بودند.

      Elective positions require public trust and accountability.

      مناصب گزینشی نیازمند اعتماد عمومی و پاسخ‌گویی هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      elective office

      (مقامی که از راه انتخابات تفویض می‌شود) مقام گزینگانی

      elective absorption

      جذب تمایلی، در آشامش خواهانی

      noun countable

      درس اختیاری، واحد اختیاری

      She has already taken all of her electives.

      او قبلاً همه‌ی دروس اختیاری خود را برداشته است.

      Each student must take five electives.

      هر دانشجو باید پنج واحد اختیاری بردارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد elective

      1. adjective able to be chosen
        Synonyms:
        optional voluntary discretionary selective electoral voting facultative nonobligatory not compulsory constituent
        Antonyms:
        required

      سوال‌های رایج elective

      شکل جمع elective چی میشه؟

      شکل جمع elective در زبان انگلیسی electives است.

      ارجاع به لغت elective

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «elective» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/elective

      لغات نزدیک elective

      • - electioneer
      • - electioneering
      • - elective
      • - elector
      • - electoral
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      end line timeout topspin serve net touch rotation fault technical timeout winning shot serve receive formation attack line available sideline double substitution kill percentage line judge the other day رفراندوم دموکراسی وجاهت اجل استراتژی استبداد بیکران اسرار اهرام اغتشاش توسل ای بابا نابود کردن هضم فراق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.