آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

    Elective

    ɪˈlektɪv ɪˈlektɪv

    شکل جمع:

    electives

    معنی elective | جمله با elective

    adjective

    انتخابی، اختیاری، غیراورژانسی (مربوط به درمان پزشکی‌ای که بیمار زمان انجام آن را انتخاب می‌کند)

    Doctors recommend stopping certain medications before elective surgeries.

    پزشکان توصیه می‌کنند پیش از جراحی‌های انتخابی، مصرف برخی داروها را قطع کنید.

    The hospital postponed all elective operations due to the pandemic.

    بیمارستان به‌دلیل همه‌گیری، تمام جراحی‌های غیراورژانسی را به تعویق انداخت.

    adjective

    گزینشی، انتخابی (سیستم یا موقعیتی که بر پایه‌ی رأی‌گیری انتخاب می‌شود)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    Some positions were hereditary and others were elective.

    برخی از مقام‌ها موروثی و برخی دیگر انتخابی بودند.

    Elective positions require public trust and accountability.

    مناصب گزینشی نیازمند اعتماد عمومی و پاسخ‌گویی هستند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    elective office

    (مقامی که از راه انتخابات تفویض می‌شود) مقام گزینگانی

    elective absorption

    جذب تمایلی، در آشامش خواهانی

    noun countable

    درس اختیاری، واحد اختیاری

    She has already taken all of her electives.

    او قبلاً همه‌ی دروس اختیاری خود را برداشته است.

    Each student must take five electives.

    هر دانشجو باید پنج واحد اختیاری بردارد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد elective

    1. adjective able to be chosen
      Synonyms:
      optional voluntary discretionary selective electoral voting facultative nonobligatory not compulsory constituent
      Antonyms:
      required

    سوال‌های رایج elective

    شکل جمع elective چی میشه؟

    شکل جمع elective در زبان انگلیسی electives است.

    ارجاع به لغت elective

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «elective» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/elective

    لغات نزدیک elective

    • - electioneer
    • - electioneering
    • - elective
    • - elector
    • - electoral
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.