Eruct

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adverb
آروغ زدن ( belch ) به‌شدت فوران کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد eruct

  1. verb to send forth (confined matter) violently
    Synonyms:
    expel eject spew erupt belch disgorge spew out bubble burp extravasate

ارجاع به لغت eruct

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «eruct» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/eruct

لغات نزدیک eruct

پیشنهاد بهبود معانی