فقط تا پایان اردیبهشت فرصت دارید با قیمت ۱۴۰۳ اشتراک‌های فست‌دیکشنری را تهیه کنید.
آخرین به‌روزرسانی:

Eternity

ɪˈtɜrːnət̬i ɪˈtɜːnəti

شکل جمع:

eternities

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun

ابدیت، مکرر، بدون سرانجام و سر‌آغاز، بی پایان، ازلیت، جاودانی، بی‌زمانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

The preacher promised us eternity.

واعظ به ما نوید داد که جاودانه خواهیم شد.

All that lives must die, passing through nature to eternity.

(شکسپیر) هر چه زیست می‌کند خواهد مرد و از طبیعت به زندگانی جاویدان خواهد پیوست.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

an eternity of waiting

انتظار ابدی

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد eternity

  1. noun forever
    Synonyms:
    forever and a day endlessness future infinity perpetuity immortality ages age endless time timelessness everlastingness infiniteness infinitude imperishability aeon blue moon dog’s age kingdom come time without end afterlife other world world without end wild blue yonder

ارجاع به لغت eternity

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «eternity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/eternity

لغات نزدیک eternity

پیشنهاد بهبود معانی