آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ شهریور ۱۴۰۴

      Exp

      معنی exp | جمله با exp

      abbreviation

      مخارج، هزینه‌ها

      شکل کامل: expense

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Reducing unnecessary exp helps save money.

      کاهش هزینه‌های غیرضروری به پس‌انداز پول کمک می‌کند.

      Travel exp can be reimbursed by the company.

      هزینه‌های سفر می‌توانند توسط شرکت بازپرداخت شوند.

      abbreviation

      تجربه، سابقه

      شکل کامل: experience

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      Applicants must list their exp in the application form.

      متقاضیان باید سابقه‌ی کاری خود را در فرم درخواست وارد کنند.

      He gained valuable exp working abroad.

      او تجربه‌ی ارزشمندی با کار کردن در خارج از کشور کسب کرد.

      abbreviation

      آزمایش، تجربه، آزمایشی، تجربی

      شکل کامل: experiment و experimental

      Students participated in an exp to learn about chemical reactions.

      دانش‌آموزان در آزمایشی برای یادگیری واکنش‌های شیمیایی شرکت کردند.

      The exp results showed significant improvement in the material.

      نتایج آزمایش نشان داد که ماده، بهبود قابل‌توجهی داشته است.

      abbreviation

      توان، نما

      شکل کامل: exponent

      You should learn how to calculate exps manually for practice.

      برای تمرین باید یاد بگیری چگونه توان‌ها را به‌صورت دستی محاسبه کنی.

      Scientific notation often uses exps to simplify numbers.

      نمایش علمی، اغلب از توان‌ها برای ساده‌سازی اعداد استفاده می‌کند.

      abbreviation

      صادرات

      شکل کامل: export

      The firm plans to expand its exp next year.

      این شرکت قصد دارد صادرات خود را سال آینده گسترش دهد.

      Monitoring exp trends is crucial for economic planning.

      نظارت بر روند صادرات برای برنامه‌ریزی اقتصادی حیاتی است.

      abbreviation

      فوری، سریع، سریع‌السیر

      شکل کامل: express

      Exp communication ensures messages reach quickly.

      ارتباط سریع اطمینان می‌دهد که پیام‌ها به‌سرعت منتقل شوند.

      He took the exp train to reach the city faster.

      او با قطار سریع‌السیر به شهر رسید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت exp

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «exp» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/exp

      لغات نزدیک exp

      • - exotoxin
      • - exotropia
      • - exp
      • - expand
      • - expandability
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      shade up palatinate obsecrate up under typo with zoo techno synchro syn numeration sym rhino retro ولادت هلن مذاکرات خواستار شدن عنبرسائل عهد مسیحیت مثل هم غیب‌شدگی فانوس جادو مغولستان بیرونی فرانکی وجه التزامی فعل فعل معین وجهی فقرا قاپنده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.