آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ شهریور ۱۴۰۴

    Exp

    معنی exp | جمله با exp

    abbreviation

    مخارج، هزینه‌ها

    شکل کامل: expense

    Reducing unnecessary exp helps save money.

    کاهش هزینه‌های غیرضروری به پس‌انداز پول کمک می‌کند.

    Travel exp can be reimbursed by the company.

    هزینه‌های سفر می‌توانند توسط شرکت بازپرداخت شوند.

    abbreviation

    تجربه، سابقه

    شکل کامل: experience

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    Applicants must list their exp in the application form.

    متقاضیان باید سابقه‌ی کاری خود را در فرم درخواست وارد کنند.

    He gained valuable exp working abroad.

    او تجربه‌ی ارزشمندی با کار کردن در خارج از کشور کسب کرد.

    abbreviation

    آزمایش، تجربه، آزمایشی، تجربی

    شکل کامل: experiment و experimental

    Students participated in an exp to learn about chemical reactions.

    دانش‌آموزان در آزمایشی برای یادگیری واکنش‌های شیمیایی شرکت کردند.

    The exp results showed significant improvement in the material.

    نتایج آزمایش نشان داد که ماده، بهبود قابل‌توجهی داشته است.

    abbreviation

    توان، نما

    شکل کامل: exponent

    You should learn how to calculate exps manually for practice.

    برای تمرین باید یاد بگیری چگونه توان‌ها را به‌صورت دستی محاسبه کنی.

    Scientific notation often uses exps to simplify numbers.

    نمایش علمی، اغلب از توان‌ها برای ساده‌سازی اعداد استفاده می‌کند.

    abbreviation

    صادرات

    شکل کامل: export

    The firm plans to expand its exp next year.

    این شرکت قصد دارد صادرات خود را سال آینده گسترش دهد.

    Monitoring exp trends is crucial for economic planning.

    نظارت بر روند صادرات برای برنامه‌ریزی اقتصادی حیاتی است.

    abbreviation

    فوری، سریع، سریع‌السیر

    شکل کامل: express

    Exp communication ensures messages reach quickly.

    ارتباط سریع اطمینان می‌دهد که پیام‌ها به‌سرعت منتقل شوند.

    He took the exp train to reach the city faster.

    او با قطار سریع‌السیر به شهر رسید.

    پیشنهاد بهبود معانی

    ارجاع به لغت exp

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «exp» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/exp

    لغات نزدیک exp

    • - exotoxin
    • - exotropia
    • - exp
    • - expand
    • - expandability
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.