به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Federal

ˈfedrəl ˈfedrəl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more federal
  • صفت عالی:

    most federal

معنی‌ها

  • adjective C1
    فدرال، ائتلافی، اتحادی، اتفاق
  • adjective
    نظام حکومتی فدرال، همبستگان، وابسته به دولت فدرال (یا دولت مرکزی در نظام فدرال)
  • noun
    همبستگان گرای، (در جنگ های داخلی امریکا ـ f بزرگ)
  • noun
    هوادار دولت مرکزی، سرباز دولت فدرال
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد federal

  1. adjective Being of or having to do with the northern United States and those loyal to the Union during the American Civil War
    Synonyms: general, central, union, governmental
  2. Any federal law-enforcement officer
    Synonyms: adam, Federal soldier, fed, federal-official, Union soldier
  3. adjective Characterized by or constituting a form of government in which power is divided between one central and several regional authorities
    Antonyms: unitary

لغات هم‌خانواده federal

ارجاع به لغت federal

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «federal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/federal

پیشنهاد بهبود معانی