گذشتهی ساده:
flauntedشکل سوم:
flauntedسومشخص مفرد:
flaunts(عموماً بهمنظورِ برانگیختن حسادت یا تحسین یا خودنمایی) پُرزَرقوبَرق، اَجقوَجَق، متظاهر، ظاهرفریب
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
a flaunting coat
کتِ اَجقوَجَق
a flaunting dress
لباس پُرزَرقوبَرق
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «flaunting» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/flaunting