شکل نوشتاری دیگر این لغت: jam-packed
انگلیسی آمریکایی کاملاً پر، مملو، سرشار، چپیده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The subway was jampacked during rush hour.
مترو در ساعت شلوغ کاملاً پر بود.
The stadium was jampacked for the final match.
استادیوم برای بازی فینال سرشار از تماشاچیان بود.
Her schedule is jampacked with meetings all week.
برنامهی او تمام هفته سرشار از جلسات است.
The lecture hall was jampacked, so we stood at the back.
تالار سخنرانی چنان پر بود که ما در عقب ایستادیم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «jampacked» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/jampacked