آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Pokey

ˈpoʊki ˈpəʊki

معنی pokey | جمله با pokey

noun slang countable informal

زندان، هلفدونی، مکانی برای حبس

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری

He spent the night in the pokey after getting caught stealing.

بعداز اینکه هنگام دزدی او را گرفتند، شب را در هلفدونی گذراند.

The suspect was caught and thrown in the pokey before he could flee the country.

مظنون قبل‌از اینکه بتواند از کشور فرار کند، دستگیر شد و به زندان افتاد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pokey

  1. noun a place for the confinement of persons in lawful detention
  1. adjective small and remote and insignificant

ارجاع به لغت pokey

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «pokey» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pokey

لغات نزدیک pokey

پیشنهاد بهبود معانی