آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ فروردین ۱۴۰۴

    Porter

    ˈpɔːrtər ˈpɔːtə

    شکل جمع:

    porters

    توضیحات:

    در معنای دوم در انگلیسی آمریکایی به‌جای porter از doorman استفاده می‌شود.

    معنی porter | جمله با porter

    noun countable

    باربر، حمال، چمدان‌بر (در هتل، فرودگاه و...)

    At the train station, a porter helped the elderly woman with her suitcases.

    در ایستگاه قطار، باربر به آن زن سالمند برای حمل چمدان‌هایش کمک کرد.

    We gave the hotel porter a tip for carrying our bags to the room.

    به چمدان‌برِ هتل برای بردن وسایلمان به اتاق انعام دادیم.

    noun countable

    انگلیسی بریتانیایی دربان، سرایدار، نگهبان ساختمان

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    She asked the porter to help her carry the groceries up to her apartment.

    از نگهبان ساختمان خواست که در حمل خریدها به آپارتمانش کمک کند.

    When I arrived late at night, the porter was still at the front desk.

    وقتی شب دیر وقت رسیدم، دربان هنوز پشت میز جلوی ورودی بود.

    noun countable

    انگلیسی آمریکایی مهماندار قطار، خدمه‌ی قطار (خدمه‌ای که به کسانی که شب را در قطار می‌گذرانند، کمک می‌کنند)

    The train porter stored our luggage and showed us how to use the fold-down beds.

    خدمه‌ی قطار چمدان‌هایمان را جا داد و نحوه‌ی استفاده از تخت‌های تاشو را به ما نشان داد.

    I asked the porter to wake me up before we reached our station.

    از مهماندار قطار خواستم قبل‌از رسیدن به ایستگاهم من را بیدار کند.

    noun countable uncountable

    پورتر (نوعی آب‌جوی تیره‌رنگ)

    Some porters are brewed with chocolate or coffee notes.

    بعضی پورترها با طعم‌های شکلات یا قهوه تهیه می‌شوند.

    Porter is a dark beer with a rich, malty flavor.

    پورتر نوعی آب‌جوی تیره با طعمی غنی و مالت‌گونه است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد porter

    1. noun person who serves as attendant, caretaker
      Synonyms:
      carrier bearer transporter janitor gatekeeper doorkeeper concierge bellhop redcap skycap doorperson baggage carrier
    1. noun a gatekeeper
      Synonyms:
      doorkeeper doorman ostiary lodgekeeper gamekeeper caretaker janitor door guard hall-porter gatekeeper
    1. noun a railroad employee who assists passengers (especially on sleeping cars)
      Synonyms:
      pullman porter
    1. noun a very dark sweet ale brewed from roasted unmalted barley
      Synonyms:
      porter's beer

    سوال‌های رایج porter

    شکل جمع porter چی میشه؟

    شکل جمع porter در زبان انگلیسی porters است.

    ارجاع به لغت porter

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «porter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/porter

    لغات نزدیک porter

    • - portentous
    • - portentously
    • - porter
    • - Porter's Five Forces
    • - porterage
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    exploitation strict marine break down undermine headed hoodlum set off stoma colossus serendipitous anoxic comparability shaving weather the storm بلد بلند بلوف زدن بلوکه به دام انداختن به زحمت انداختن به زور به کاری واداشتن به سوی هدف با قدرت باجه باحیا بادبزن باخود بردن باد بازرگانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.