آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ فروردین ۱۴۰۴

      Porter

      ˈpɔːrtər ˈpɔːtə

      شکل جمع:

      porters

      توضیحات:

      در معنای دوم در انگلیسی آمریکایی به‌جای porter از doorman استفاده می‌شود.

      معنی porter | جمله با porter

      noun countable

      باربر، حمال، چمدان‌بر (در هتل، فرودگاه و...)

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      At the train station, a porter helped the elderly woman with her suitcases.

      در ایستگاه قطار، باربر به آن زن سالمند برای حمل چمدان‌هایش کمک کرد.

      We gave the hotel porter a tip for carrying our bags to the room.

      به چمدان‌برِ هتل برای بردن وسایلمان به اتاق انعام دادیم.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی دربان، سرایدار، نگهبان ساختمان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      She asked the porter to help her carry the groceries up to her apartment.

      از نگهبان ساختمان خواست که در حمل خریدها به آپارتمانش کمک کند.

      When I arrived late at night, the porter was still at the front desk.

      وقتی شب دیر وقت رسیدم، دربان هنوز پشت میز جلوی ورودی بود.

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی مهماندار قطار، خدمه‌ی قطار (خدمه‌ای که به کسانی که شب را در قطار می‌گذرانند، کمک می‌کنند)

      The train porter stored our luggage and showed us how to use the fold-down beds.

      خدمه‌ی قطار چمدان‌هایمان را جا داد و نحوه‌ی استفاده از تخت‌های تاشو را به ما نشان داد.

      I asked the porter to wake me up before we reached our station.

      از مهماندار قطار خواستم قبل‌از رسیدن به ایستگاهم من را بیدار کند.

      noun countable uncountable

      پورتر (نوعی آب‌جوی تیره‌رنگ)

      Some porters are brewed with chocolate or coffee notes.

      بعضی پورترها با طعم‌های شکلات یا قهوه تهیه می‌شوند.

      Porter is a dark beer with a rich, malty flavor.

      پورتر نوعی آب‌جوی تیره با طعمی غنی و مالت‌گونه است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد porter

      1. noun person who serves as attendant, caretaker
        Synonyms:
        carrier bearer transporter janitor gatekeeper doorkeeper concierge bellhop redcap skycap doorperson baggage carrier
      1. noun a gatekeeper
        Synonyms:
        doorkeeper doorman ostiary lodgekeeper gamekeeper caretaker janitor door guard hall-porter gatekeeper
      1. noun a railroad employee who assists passengers (especially on sleeping cars)
        Synonyms:
        pullman porter
      1. noun a very dark sweet ale brewed from roasted unmalted barley
        Synonyms:
        porter's beer

      سوال‌های رایج porter

      شکل جمع porter چی میشه؟

      شکل جمع porter در زبان انگلیسی porters است.

      ارجاع به لغت porter

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «porter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/porter

      لغات نزدیک porter

      • - portentous
      • - portentously
      • - porter
      • - Porter's Five Forces
      • - porterage
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.