آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Scorched

ˈskɔːrt͡ʃt skɔːt͡ʃt

سوم‌شخص مفرد:

scorches

وجه وصفی حال:

scorching

صفت تفضیلی:

more scorched

صفت عالی:

most scorched

معنی scorched

بوداده، سوخته

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد scorched

  1. verb become superficially burned
    Synonyms:
    burned singed seared blistered scathed roasted scored slapped slammed slashed lashed drubbed scourged excoriated
    Antonyms:
  1. verb burn slightly and superficially so as to affect color
    Synonyms:
    burnt toasted singed charred blackened scalded seared roasted blistered withered parched dry scathed shrivelled excoriated lambasted scourged
  1. verb to burn superficially so as to discolor or damage the texture of.
    Synonyms:
  1. adjective dried out by heat or excessive exposure to sunlight

سوال‌های رایج scorched

وجه وصفی حال scorched چی میشه؟

وجه وصفی حال scorched در زبان انگلیسی scorching است.

سوم‌شخص مفرد scorched چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد scorched در زبان انگلیسی scorches است.

صفت تفضیلی scorched چی میشه؟

صفت تفضیلی scorched در زبان انگلیسی more scorched است.

صفت عالی scorched چی میشه؟

صفت عالی scorched در زبان انگلیسی most scorched است.

ارجاع به لغت scorched

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «scorched» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/scorched

لغات نزدیک scorched

پیشنهاد بهبود معانی