Sinewy

ˈsɪnjuːi ˈsɪnjuːi
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

adjective
پی‌دار، سخت‌پی، بااسطقس، نیرومند

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری
- sinewy body
- بدن پرعضله
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد sinewy

  1. adjective stringy, tough
    Synonyms:
    strong hard firm muscular brawny powerful athletic vigorous sturdy tough fibrous leathery

ارجاع به لغت sinewy

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «sinewy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sinewy

لغات نزدیک sinewy

پیشنهاد بهبود معانی